جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٧
عالي» و بغايت ظريف ثابتهاي جهان شناختي لازم براي پيدايش حيات قوياً حاکي از نظم و ترتيب است.
افزون بر اين سه برهان سنتي و بزرگ، به واقع براهين خداشناسي بي شمار ديگري وجود دارد که پاره اي از آنها عبارتند از: برهان ماهيت اخلاق، برهان ماهيت قضايا، اعداد و مجموعه ها، برهان حيث التفاتي، برهان دلالت، سادگي، شهود و عشق، برهان رنگها و طعمها، معجزات، بازي و لذت، برهان زيبايي، و برهان معناي زندگي؛ و حتي برهان وجود شرّ.
براهين مورد بحث در جستار حاضر عبارتند از:
١. براهين جهان شناختي:
٢. و ٣. براهين وجود شناختي؛
٣. و ٥. براهين فرجام شناختي:
٦. ساير براهين خداشناسي.
١. براهين جهان شناختي
براهين جهان شناختي از حقيقتي بديهي و کلي، اما پسيني (تجربي) درباره جهان آغاز مي شوند؛ يعني از اين حقيقت که مثلاً موجودات ممکني وجود دارند، يا اشيا حرکت مي کنند و يا دگرگوني مي پذيرند. در تاريخ فلسفه مي يابيم افلاطون کسي است که نخستين گامها ار به سوي چنين برهاني برداشته است. [١] ارسطو نيز آن را به نحو کاملتري تقرير کرده است [٢] و فيلسوفان عرب (به ويژه غزالي) و يهودي (خصوصاً ابن ميمون) هم
[١] Plato Laws ١٠.
[٢]Aristotle, Metaphysics ١٢ ; physics. ٧,٨.