جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٦١
داده است بشر به دست خدا طراحي نشده و اساسي ترين و بارزترين تواناييهاي وي، نه به واسطه طرحي الهي، بلکه از سر بخت يا تصادف پديد آمده است.
ممکن است کسي پاسخ دهد که دليل و مدرک حقانيت يک نظريه همانا موفقيت آن است، و نظريه تکامل، اگر همراه با معناي قوي «اتفاقي» در نظر گرفته شود، نظريه اي بسيار موفق و برخوردار از مؤيدات تجربي فراوان است. براي پاسخگويي متقابل بايد توجه کنيم که دراين جا دو روايت از اين نظريه علمي وجود دارد. روايت اول و قوي تر شامل اين مدعاست که رويدادهاي اتفاقي به معناي قوي واژه ي اتفاقي (يعني اين که بشر به دست خدا طراحي نشده است)، نقشي اساسي در تکامل ايفا مي کند؛ روايت دوم و ضعيفتر، همين مدعا را مورد رويدادهاي اتفاقي، به معناي ضعيف «اتفاقي»، مطرح مي سازد؛ يعني به معنا که «اتفاق» پاسخي به نيازهاي موجودي آلي و محصول کارکرد آن نيست. اکنون نظريه ضعيف اتفاق را با نفي نظريه قوي اتفاق عطف مي کنيم و مي بينم که شواهد مؤيد اين نظريه عطفي حداقل به اندازه خود نظريه قوي است. از اين رو، شواهد و قراين موجود نظريه قوي را بيش از نفي آن حمايت نمي کنند. بنابراين، دليلي نداريم که نظريه قوي اتفاق را به جاي نفي آن باور کنيم. ما مي توانيم براي اثبات خدا پرستي نيز آن را مثلاً با نظريه نسبيت يا مکانيک کوانتومي ترکيب کنيم و خاطر نشان سازيم که ترکيب حاصله از لحاظ تجربي رضايت بخش است.