جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٥٢
برونگرايي از نوع نيومني بالقوه توان مبارزه با اعتراض شکاکانه به ايمان ديني را که نيومن از آن بي خبر بود، دارد. چالش نيون مبني بر اين که ما مي توانيم به يک قضيه علم داشته باشيم بدون اين که از دلايل علم خود آگاه باشيم، تأييدي بر اين چالش است که ما مي توانيم به يک قضيه معرفت داشته باشيم بدون اين که مجبور شويم بدانيم دلايل مورد استناد ما براي باور به آن قضيه دلايلي خوب و محکمند. اين چالش اخير، چنان که ديديم، براي ابطال برهان شکاکانه عليه عقلانيت ايمان ديني لازم است. اگر چه نيومن به نظرش رسيده بود که تنها دليلي که ما مي توانيم براي تأييد ايمان ديني بياوريم عبارت است از اين باور که قضاياي مندرج در ايمان ديني، وحياني اند، و در پي آن نبود که براي اين باور [ادعايي خود] توجيهي به دست دهد، برهانهاي برونگرايانه وي سبب شد که سرانجام راهي طولاني، هر چند ناتمام را به سوي يک دفاع کامل از ايمان ديني بپويد. البته مشکلات و مسائل مهمي در خصوص مباحث معرفت و توجيه هست که در عصر نيومن مطرح نبوده و او به آنها نپرداخته است و اين گاه بزرگ ديگري است که ديگر مدافعان عقلانيت ايمان ديني در پيروي از همين خط مشي بايد بردارند. [١]
[١] Jhon R. T. Lamont, “Newmwan on Faith and Rationality”, in International Journal for philosophy of Religion ٤٠, No. ٢, oct. ١٩٩٥.