جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٣٣
ارتباطهاي متقابل غير منتظره مقدمات با حقايق دريافتي ديگر، با تعليق و تأخير در فرايند بروز واکنشهاي پيروزمندانه، با همه اين روشها و روشهاي فراوان ديگر است که ذهن کار آزموده و با تجربه مي تواند با اطمينان پيش بيني کند که نتيجه اجتناب ناپذير است؛ نه اين که قياسهاي انعطاف ناپذير و سرسخت و مسيرهاي استدلال او عملاً وي را صاحب نتيجه مي کند. [١]
نيومن معتقد است گرچه قرائن و شواهدي در دست نيست که في نفسه به ما يقين بخشد که تعليمات کليساي کاتوليک وحياني است، شواهد بسياري وجود دارد که هريک في نفسه بر اين احتمال مي افزايند که کليسا پيامبر وحي آسماني است. اين قرائن و شواهد اگر جداگانه در نظر گرفته شوند نمي توانند با يقين اثبات کنند که تعليمات کليسا وحياني است؛ اما اگر با هم لحاظ شوند، احتمال وحياني بودن آنها را قوياً افزايش مي دهد، و اين احتمال قوي، يقين را توجيه مي کند. نقل قول ياد شده فرايندهايي استنتاجي را توصيف مي کند که مردم هنگام برخورد با قرائن و مدارک مختلف به کار مي برند. اين فرايندها مختص تحقيقات ديني نيست، بلکه ابزاري براي رسيدن به يقين در همه مسائل واقعي است. نيومن براي اثبات مدعاي دوم خود خاطر نشان مي سازد که مردم اين نوع فرايند هاي استنتاجي را به کار مي برند، عموماً نمي توانند به خود شان توضيح دهند که اين فرايندها چگونه کار مي کنند يا دقيقاً چگونه به نتايج مورد نظر منتهي مي شوند؛ اما ناتواني آنها از عرضه دلايلي براي استنتاجهاي خود به معناي اين نيست که چنين دلايلي وجود ندارد يا نمي توانند نتايج مورد نظر آنها را توجيه کنند.
ادله مبسوط نيومن براي اثبات مدعاي دوم خود – يعني ناتواني از عرضه
[١] Grammar of Assent, ٢٥٣ - ٤.