جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٣٠
وحياني است، موجه باشيم.
نيومن بخوبي از امکان چنين استدلالي آگاه بود و به بررسي آن مي پردازد. [١]
استدلال شکاکانه فوق الذکر منطقاً استدلالي معتبر است؛ بنابراين تنها راه پرهيز از نتيجه آن همانا ردّ يکي از مقدمات آن است. پيشتر ديديم که مقدمه [١] صادق است. نيومن درستي مقدمه [٣] را مي پذيرد؛ يعني اين که ما نمي توانيم دلايلي مطلقاً يقيني براي اين باور داشته باشيم که کسي پيامبر و حامل وحي الهي است، اما ادلّه کافي اثبات درستي اين مقدمه نمي آورد.
اگر باور داشته باشيم که قضاياي خاصي وحياني اند، بايد بگوييم اين قضايا را از چه منبعي گرفته ايم، از قرآن گرفته ايم يا کتاب مورمون [٢] يا کليساي کاتوليک؟ چه قرائن و شواهدي مي توانيم بياوريم تا نشان دهيم که اين منابع پيامبراني از سوي خداوندند؟ به نظر نمي آيد که اساساً لازم باشد خداوند خودش را آشکار سازد و اگر هم خود را آشکار مي سازد، ضروري نمي نمايد که تنها يک شيوه خاص براي اين کار برگزيند. بنابراين، ما نمي توانيم دلايلي پيشيني براي اين اعتقاد داشته باشيم که گفته هاي هر منبعي قطعا ً وحياني است. همچنين نمي توانيم دلايل پسيني خاصي براي اين اعتقاد داشته باشيم