جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٠٠
مخالف بود که هر عبارتي که در تورات آمده درست نيست، بلکه چه بسا امکان دارد تورات مشتمل بر خطا باشد و اين که مؤمن بايد تشخيص دهد که در متون مورد بحث چه بخشهايي اساساً حقايق وحياني و الهام شده اند. او همچنين منکر اين ديدگاه بود که در يک سنت ديني فقط يک رأي حق و مقبول نيست بلکه آراي متکثري در ان پذيرفته مي شود.
اين مناقشات نسبتاً داخلي در يهوديت ما را با مسائلي کليدي درباره دين و کثرت گرايي روبه رو مي سازد بويژه هنگامي که اديان مورد بحث ادعا مي کنند به سبب وجود متون مکتوب الهامي از سوي خدا، حق مطلق نزد آنهاست. بدين ترتيب، آن دسته از اديان (توحيدي) همچون يهوديت، اسلام و مسيحيت، و به اصطلاح اديان داراي کتاب آسماني، همگي خصوصيات مشابهي از خود نشان مي دهند و در مجموع مسائل مشابهي براي کثرت گرايي پيش مي آورند.
پيداست که ادعاي صدق مطلق اين اديان مبتني بر اين مدعاست که داراي متوني اند که مي توان گفت «کلمات الله» است. اين را مي توان نظريه «املايي» الهام [١] ناميد چنان که يهوديان ارتدوکس معتقدند که تورات از سوي خدا به موسي الهام شده است. از ديدگاه بسياري از انديشمندان مسلمان نيز شکل، محتوا، کلمات و زبان (عربي) قرآن منحصراً از خداوند سرچشمه مي گيرد و محمد (ص) فقط مجراي آن است. بنابراين، مي توان گفت «وقتي که قرآن از بر خوانده مي شود، صدا از آنِ خواننده است، اما سخن از آنِ خداست.» [٢] برخي از مسيحيان نيز الهام را به همين سان مي فهمند. شکل جديدتر نظريه الهام اين
١. dictation thery of inspiration
[٢]Arberry, A.J., Revelation and Reason in Islam, London, Allen and Unwin, ١٩٥٧,٢٦.