لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - غَلَّقَت
جهت است. [١]
[غُلُّوه:]
«خُذُوهُ فَغُلُّوهُ»
«غُلُّوه» از مادّه «غلّ»، چنان كه قبلًا هم گفتهايم زنجيرى است كه گاه به وسيله آن، دست و پاى مجرمان را به گردن آنها مىبستند و بسيار مشقتبار و رنجآور بوده است. [٢]
[غمام:]
«وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ»
«غمام» به معناى ابر است، ولى بعضى معتقدند: «غمام» مخصوصاً به ابرهاى سفيد رنگ گفته مىشود، و در توصيف آن چنين مىگويند: غمام ابرى است كه سردتر و نازكتر است در حالى كه سحاب به گروه ديگرى از ابرها گفته مىشود كه نقطه مقابل آن است، و «غمام» در اصل از مادّه «غم» به معناى پوشيدن چيزى است و اين كه به ابر، غمام گفته شده است به خاطر آن است كه صفحه آسمان را مىپوشاند و اگر به اندوه، «غم» مىگوئيم نيز از اين جهت است كه گويى قلب انسان را در پوشش خود قرار مىدهد. [٣]
[غَمَراتِ:]
«في غَمَراتِ الْمَوْتِ»
«غَمَراتِ» جمع «غمره» (بر وزن ضربه) در اصل، به معناى از بين بردن آثار چيزى است و سپس به معناى آب فراوانى كه تمام چهره چيزى را مىپوشاند و مسير خود را مىشويد آمده است و نيز به جهل و شدائد و گرفتارىهايى كه انسان را در كام خود مىكشد، گفته مىشود؛ و در آيه ٥٤ سوره «مؤمنون» به معناى غفلت، سرگردانى و جهل و گمراهى است. [٤]
[غُمَّة:]
«أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً»
«غُمَّة» از مادّه «غم»، به معناى پوشاندن چيزى است، و اين كه به اندوه نيز غم گفته مىشود، به خاطر آن است كه «قلب» انسان را مىپوشاند. [٥]
[غُنْم:]
«وَ اعْلَمُوآ أَنَّمَا غَنِمْتُمْ»
«غُنْم» يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت؛ و غُنْم و غنيمت و مَغنَم به معناى فَيْىء است (فَيْىء را نيز در لغت به معناى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مىرسد ذكر كردهاند ...). [٦]
[١]. آل عمران، آيه ١٦١ (ج ٣، ص ١٩٧)
[٢]. حاقّه، آيه ٣٠ (ج ٢٤، ص ٤٦٩)
[٣]. بقره، آيات ٥٧، ٢١٠ (ج ١، ص ٣١٨؛ ج ٢، صفحه ١٠٥)؛ فرقان، آيه ٢٥ (ج ١٥، ص ٧٩)
[٤]. انعام، آيه ٩٣ (ج ٥، ص ٤٣٥)؛ مؤمنون، آيه ٥٤ (ج ١٤، ص ٢٨٢)؛ ذاريات، آيه ١١ (ج ٢٢، ص ٣٢٦)
[٥]. يونس، آيه ٧١ (ج ٨، ص ٤٢٨)
[٦]. انفال، آيه ٤١ (ج ٧، صفحات ٢١٩، ٢٢٠)