لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - شرح
است، و منظور از آن در سوره «صافات»، «گياه» است. [١]
[شجرة مرداء:]
«شجرةمرداء» يعنى: درختى كه هيچ برگ ندارد. [٢]
[شُحّ:]
«وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ»
«شُحّ» چنان كه «مفردات» مىگويد، به معناى بخل توأم با حرص است كه به صورت عادت در آيد، و مىدانيم كه اين دو صفت رذيله از بزرگترين موانع رستگارى انسان، و بزرگترين سد راه انفاق و كارهاى خير است، اگر انسان دست به دامن لطف الهى زند و با تمام وجودش از او تقاضا كند، و در خودسازى و تهذيب نفس بكوشد و از اين دو رذيله نجات يابد، سعادت خود را تضمين كرده است. [٣]
[شَراب:]
«بِفاكِهَةٍ كَثِيْرَةٍ وَ شَرابٍ»
«شَراب» از مادّه «شُرْب» به معناى نوشيدنى است. [٤]
[شِرْب:]
«كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ»
«شِرْب» از مادّه «شُرْب» به معناى سهم و نوبت آب است. [٥]
[شرح:]
«يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ»
«شرح» (گشاده ساختن) همان وسعت روح، بلندى فكر و گسترش افق عقل آدمى است؛ زيرا پذيرا شدن حق، احتياج به گذشتهاى فراوانى از منافع شخصى دارد كه جز صاحبان ارواح وسيع و افكار بلند آمادگى براى آن نخواهند داشت. [٦]
[شَرِّد:]
«فَشَرِّدْ بِهِمْ مَّنْ خَلْفَهُمْ»
«شَرِّد» از مادّه «تَشريد» به معناى پراكنده ساختن توأم با اضطراب است؛ يعنى آن چنان به آنها حمله كن كه گروههاى ديگر از دشمنان و پيمانشكنان متفرق گردند و فكر حمله را از سر بيرون كنند. [٧]
[شِرْذِمَة:]
«لَشِرْذِمَةٌ قَلِيْلُونَ»
«شِرْذِمَة» در اصل به معناى گروه اندك و باقيمانده چيزى است، و به لباس پاره، پاره، «شراذم» گفته مىشود، كه علاوه بر معناى اندك بودن، پراكندگى نيز در مفهوم آن افتاده است، گويا فرعون با اين تعبير، مىخواست
[١]. نساء، آيه ٦٥ (ج ٣، ص ٥٨٠)؛ نحل، آيه ١٠ (ج ١١، ص ١٩٣)؛ رحمن، آيه ٦ (ج ٢٣، ص ١١٣)؛ صافات، آيه ٦٢ (ج ١٩، ص ٨٤)
[٢]. توبه، آيه ١٠١ (ج ٨، ص ١٤٨)
[٣]. حشر، آيه ٩ (ج ٢٣، ص ٥٢٩)؛ تغابن، آيه ١٦ (ج ٢٤، ص ٢٢٢)
[٤]. ص، آيه ٥١ (ج ١٩، ص ٣٣٥)
[٥]. قمر، آيه ٢٨ (ج ٢٣، ص ٦٤)
[٦]. انعام، آيه ١٢٥ (ج ٥، ص ٥٣٥)
[٧]. انفال، آيه ٥٧ (ج ٧، ص ٢٦٤)