لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - خَزائن
ضرب المثل مىباشد. [١]
[خَرْص:]
«هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ»
«خَرْص» (بر وزن ترس) در اصل، به معناى «تخمين» است كه نخست در مورد تخمين مقدار ميوه بر درختان به هنگام اجاره باغ و امثال آن به كار رفته، سپس به هر گونه حدس و تخمين گفته شده است.
و از آنجا كه «تخمين» گاهى مطابق واقع، و گاهى بر خلاف واقع مىشود، اين كلمه در معناى دروغ نيز استعمال شده است و در آيه فوق مىتواند به هر دو معنا باشد. [٢]
[خَرَقَ:]
«رَكِبا فِي السَّفينَةِ خَرَقَها»
«خَرَقَ» همانگونه كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: به معناى پاره كردن چيزى از روى فساد بدون مطالعه و فكر است، و ظاهر كار اين مرد عالم، راستى چنين بود. [٣]
[خَرَقُوا:]
«وَ خَرَقُوا لَهُ بَنين»
«خَرَقُوا» از مادّه «خَرْق» (بر وزن غرق) گرفته شده كه در اصل، به معناى پاره كردن چيزى است بدون رويه و حساب، درست نقطه مقابل «خلق» كه ايجاد چيزى از روى حساب است.
اين دو كلمه (خلق و خرق) گاهى در مطالب ساختگى و دروغين نيز به كار مىرود، منتها دروغهايى كه حسابشده است و با مطالعه ساخته مىشود.
اما به «خلق و اختلاق» و دروغهاى بىحساب، و به اصطلاح شاخدار «خرق و اختراق» گفته مىشود.
يعنى آنها اين دروغها را بدون مطالعه جوانب مطلب و بدون در نظر گرفتن لوازم آن ساختند. [٤]
[خَرُّوا:]
«وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً»
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «خَرُّوا» در اصل از مادّه «خرير» است كه به معناى صداى آب و مانند آن مىباشد كه از بلندى به زير مىريزد، و به كار بردن اين تعبير در مورد سجدهكنندگان، اشاره به اين است كه آنها در همان لحظه كه براى سجده به زمين مىافتند، صدايشان به تسبيح بلند است. [٥]
[خَزائن:]
«عِنْدي خَزآئِنُ اللَّهِ»
«خَزائن» جمع «خزينة» و «خزانه» به معناى منبع و مركز هر چيزى است كه براى
[١]. لقمان، آيه ١٦ (ج ١٧، ص ٦٢)؛ زلزله، آيات ٧، ٨ (ج ٢٧، ص ٢٥٢)
[٢]. انعام، آيه ١١٦ (ج ٥، ص ٥١٢)
[٣]. اسراء، آيه ١ (ج ١٢، ص ٣٠)؛ كهف، آيه ٧١ (ج ١٢، ص ٥٣٥)
[٤]. انعام، آيه ١٠٠ (ج ٥، ص ٤٦٧)
[٥]. يوسف، آيه ١٠٠ (ج ١٠، ص ١٠٤)؛ سجده، آيه ١٥ (ج ١٧، ص ١٦٢)