لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨ - كِذَّاب
تكذيب است، بعضى از ارباب لغت نيز گفتهاند: مصدر ثلاثى مجرد و معادل «كذب» است و به هر حال «مفعول مطلق» است براى «كَذَّبُوا» كه براى تأكيد آمده. [١]
[كَذَّبَ:]
«كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذينَ»
«كَذَّبَ» از مادّه «تكذيب» در لغت عرب، هم به معناى «تكذيب كردن ديگرى» و هم به معناى «دروغ گفتن» آمده است. [٢]
[كِرام:]
«كِرامٍ بَرَرَةٍ»
«كِرام» از مادّه «كَرَم» جمع «كريم» به معناى «عزيز و بزرگوار» است، و اشاره به عظمت فرشتگان وحى در پيشگاه خداوند و بلندى مقام آنها است، و گاه گفته شده: اين تعبير، اشاره به پاكى آنها از هر گونه گناه مىباشد. [٣]
[كَرْب:]
«وَ مِن كُلِّ كَرْبٍ»
«كَرْب» (بر وزن حرب) در اصل، به معناى زير و رو كردن زمين و حفر آن است، و نيز به معناى گره محكمى كه در طناب دلو مىزنند آمده، سپس در غم و اندوههايى كه قلب انسان را زير و رو مىكند و همچون گرهى بر دل انسان مىنشيند، گفته شده است.
بنابراين، ذكر كلمه «كَرْب» در آيه كه معناى وسيع و گستردهاى دارد و هرگونه مشكل مهمى را شامل مىشود بعد از ذكر «ظلمات برّ و بحر»- كه به قسمت خاصى از شدائد گفته مىشود- از قبيل ذكر يك مفهوم عام بعد از بيان مفهوم خاص است (دقت كنيد).
و توصيف آن در سوره «انبياء» به «عظيم»، نهايت شدت اندوه نوح عليه السلام را مىرساند. [٤]
[كَرَّتَيْن:]
«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ»
«كَرَّتَيْن» از مادّه «كرّ» (بر وزن شرّ) به معناى توجّه و بازگشت به چيزى است، و «كرّة» به معناى تكرار و «كَرَّتَيْن» تثنيه آن است، ولى بعضى از مفسران گفتهاند: منظور از «كَرَّتَيْن» در اينجا معناى تثنيه نيست، بلكه، منظور توجههاى مكرّر، پىدرپى و متعدد است. [٥]
[كرسى:]
«كُرْسِيُّهُ السَّمَاواتِ»
«كرسى» از نظر ريشه لغوى از «كِرْس» (بر وزن ارث) گرفته شده كه به معناى اصل و اساس مىباشد و گاهى نيز به هر چيزى كه بهم پيوسته و تركيب شده است گفته مىشود، و به همين جهت به تختهاى كوتاه «كُرْسى» مىگويند و از آنجا كه استاد و
[١]. نبأ، آيه ٢٨ (ج ٢٦، ص ٥٦)
[٢]. انعام، آيه ١٤٨ (ج ٦، ص ٣٧)
[٣]. عبس، آيه ١٦ (ج ٢٦، ص ١٤٥)
[٤]. انعام، آيه ٦٤ (ج ٥، ص ٣٤٨)؛ انبياء، آيه ٧٦ (ج ١٣، ص ٥٠٣)؛ صافات، آيه ٧٦ (ج ١٩، ص ٩٤)
[٥]. ملك، آيه ٤ (ج ٢٤، ص ٤٣١)