لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ريح
اگر به نزاع با يكديگر برخيزيد سست مىشويد و به دنبال آن بادِ شما را از ميان خواهد برد؛ اشاره لطيفى به اين معنا است كه قوت و عظمت و جريان امور بر وفق مراد و مقصودتان از ميان خواهد رفت؛ زيرا هميشه وزش بادهاى موافق سبب حركت كشتىها به سوى منزل مقصود بوده است، و در آن زمان كه تنها نيروى محرك كشتى وزش باد بود، اين مطلب، فوقالعاده اهميت داشت.
به علاوه، وزش باد به پرچمها نشانه بر پا بودن پرچم كه رمز قدرت و حكومت است مىباشد و تعبير فوق، كنايهاى از اين معنا است. [١]
[ريحان:]
«ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ»
«رَيحان» به معناى شىء يا گياه خوشبو است، سپس اين واژه به هر گونه نعمت و روزى خوب و فرحزا، اطلاق گرديده، بنابراين، «ريحان» الهى، شامل تمام وسائل راحتى و آرامش انسان و هر گونه نعمت و بركت الهى مىگردد. و به تعبير ديگر، مىتوان گفت كه «ريحان» اشاره به مواهب و نعمتهايى است كه بعد از رفع ناملائمات، عائد انسان مىگردد.
مفسران اسلامى تفسيرهاى متعددى براى اين دو واژه ذكر كردهاند كه شايد بالغ بر ده تفسير شود: گاه، گفتهاند: «ريحان» هر «شرافت» و فضيلتى را شامل مىشود. و گاه، گفتهاند: «ريحان» دخول در بهشت است.
گاه، «ريحان» را آرامش در بهشت دانستهاند.
گاه، «ريحان» را به معناى «غفران الذنوب» (آمرزش گناهان) تفسير كردهاند. و گاه، «ريحان» را «استماع كلام الله» شمردهاند ... و مانند اينها. ولى، اينها مصاديقى است از آن مفهوم كلى و جامع كه در تفسير آيه ذكر شد. [٢]
[ريش:]
«سَوْاتِكُمْ وَ رِيشاً»
«ريش» در اصل واژه عربى، به معناى پرهاى پرندگان است و از آنجا كه پرهاى پرندگان لباسى طبيعى در اندام آنها است، به هر گونه لباس، نيز گفته مىشود.
و چون پرهاى پرندگان غالباً به رنگهاى مختلف و زيبا است، يك نوع مفهوم زينت در معناى كلمه «ريش» افتاده است.
علاوه بر اين، به پارچههايى كه روى زين اسب و يا جهاز شتر مىاندازند «ريش» گفته مىشود.
بعضى از مفسران و اهل لغت نيز آن را به معناى وسيعترى گرفتهاند و آن، هر گونه
[١]. انفال، آيه ٤٦ (ج ٧، ص ٢٤١)
[٢]. رحمن، آيه ١٢؛ واقعه، آيه ٨٩ (ج ٢٣، صفحات ١٢٣، ٢٩٣، ٢٩٤)