لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - أُوقِيِّه
رعبانگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد، بلكه بدين جهت بود كه مىترسيد مردم فريب بخورند. [١]
[أَوْجَفْتُم:]
«فَمآ أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ»
«أَوْجَفْتُم» از مادّه «ايجاف» به معناى «راندن سريع» است كه معمولًا در جنگها اتفاق مىافتد. [٢]
[أَوْدِية:]
«مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ»
«أَوْدِية» جمع «وادى»، به معناى درّه و محل جريان سيلابهاست. [٣]
[أُوذِيَ فِي اللَّه:]
«أُوذِيَ فِى اللَّهِ جَعَلَ»
تعبير به «أُوذِيَ فِي اللَّه» به معناى «أُوذِيَ فِي سَبِيْلِ اللَّهِ» است، يعنى آنها در راه خدا و ايمان گاهى مورد آزارِ دشمن قرار مىگيرند. [٤]
[أُورِثْتُمُوها:]
«أُورِثْتُمُوها بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
«أُورِثْتُمُوها» از مادّه «ارث» گرفته شده و «ارث» در اصل به معناى انتقال يافتن مال و ثروتى از كسى به ديگرى است، بدون اين كه قراردادى در ميان آنها باشد. (يعنى از مسير طبيعى، نه خريد و فروش و مانند آن) و اگر به انتقال اموال ميت به بازماندگانش ارث گفته مىشود، نيز از همين نظر است. [٥]
[أَوْزار:]
«يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ»
«أَوْزار» جمع «وِزر» به معناى بار سنگين و نيز به معناى گناه آمده و اين كه به وزير، «وزير» گفته مىشود، براى اين است كه مسئوليت سنگينى به دوش مىكشد. [٦]
[أَوْزِعْنِي:]
«وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ»
«أَوْزِعْنِي» از مادّه «ايزاع» به معناى «الهام»، بازداشتن از انحراف، ايجاد عشق و علاقه و توفيق است، ولى بيشتر مفسران معناى اول را برگزيدهاند. [٧]
[أَوْضَعُوا:]
«لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ»
«أَوْضَعُوا» از مادّه «ايضاع» به معناى سرعت در حركت است و در اينجا به معناى تسريع در نفوذ ميان سپاه اسلام آمده است. [٨]
[أُوقِيِّه:]
«أُوقِيِّه» يك دوازدهم «رِطْل»، معادل هفت
[١]. طه، آيه ٦٧ (ج ١٣، ص ٢٦٤)
[٢]. حشر، آيه ٦ (ج ٢٣، ص ٥١٢)
[٣]. احقاف، آيه ٢٤ (ج ٢١، ص ٣٧١)
[٤]. عنكبوت، آيه ١٠ (ج ١٦، ص ٢٣٦)
[٥]. اعراف، آيه ٤٣ (ج ٦، ص ٢١٧)
[٦]. انعام، آيه ٣١ (ج ٥، ص ٢٦٠)؛ نحل، آيه ٢٥ (ج ١١، ص ٢٢٥)
[٧]. نمل، آيه ١٩ (ج ١٥، ص ٤٦٢)؛ احقاف، آيه ١٥ (ج ٢١، ص ٣٤٥)
[٨]. توبه، آيه ٤٧ (ج ٧، ص ٥١٢)