لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - قُبُل
آثار ايمان مىباشد. [١]
[قانِتِيْنَ:]
«وَ الْقانِتينَ»
«قانِتِيْنَ» از مادّه «قنوت» به معناى خضوع در برابر پروردگار و هم به معناى مداومت بر اطاعت و بندگى تفسير شده است. [٢]
[قانع:]
«وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ»
«قانع» از مادّه «قناعت» به كسى مىگويند كه اگر چيزى به او بدهند قناعت مىكند، راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى ندارد. [٣]
[قَبَس:]
«آتيكُمْ مِّنْها بِقَبَسٍ»
«قَبَس» (بر وزن قفس) به معناى مختصرى از آتش است كه از مجموعهاى جدا مىكنند، و با توجّه به اين كه معمولًا مشاهده آتش در بيابانها نشان مىدهد كه جمعيتى گرد آن جمعاند، و يا اين كه شعلهاى را بر جاى بلندى روشن ساختهاند كه كاروانيان در شب راه را گم نكنند و با توجّه به تعبيرات ديگر استفاده مىشود كه موسى باهمسر و فرزند خود در شبى تاريك از بيابان عبور مىكرده، شبى سرد و ظلمانى، كه راه را گم كرده بود. [٤]
[قَبْضَة:]
«قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»
«قَبْضَة» از مادّه «قَبْض» به معناى چيزى است كه در مشت مىگيرند، و معمولًا كنايه از قدرت مطلقه و سلطه كامل بر چيزى است، همان گونه كه در تعبيرات روزمره مىگوئيم: فلان شهر در دست من است و يا فلان ملك در قبضه و مشت من، مىباشد. [٥]
[قبطيان:]
«قبطيان» از مادّه «قِبْط» بوميان سرزمين مصر بودند، و تمام وسائل رفاهى و كاخها و ثروتها و پستهاى حكومت در اختيار آنان بود. [٦]
[قُبُل:]
«أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا»
«قبل» از مادّه «قَبْل» به معناى مقابله است، يعنى عذاب الهى را در برابر خود مشاهده كنند، جمعى از مفسران، مانند: «طبرسى» در «مجمع البيان» و «ابوالفتوح» در «روح الجنان» و «آلوسى» در «روح المعانى» نيز احتمال دادهاند كه: «قبل» جمع «قبيل» اشاره به انواع مختلف عذاب بوده باشد، ولى معناى اول صحيحتر به نظر مىرسد. [٧]
[١]. روم، آيه ٢٦ (ج ١٦، ص ٤٣٢)؛ احزاب، آيه ٣٥ (ج ١٧، ص ٣٣٣)؛ زمر، آيه ٩ (ج ١٩، ص ٤١٣)
[٢]. آل عمران، آيه ١٧ (ج ٢، ص ٥٤٠)
[٣]. حجّ، آيه ٣٦ (ج ١٤، ص ١٢١)
[٤]. طه، آيه ١٠ (ج ١٣، ص ١٩١)؛ نمل، آيه ٧ (ج ١٥، ص ٤٣١)
[٥]. زمر، آيه ٦٧ (ج ١٩، ص ٥٥٣)
[٦]. قصص، آيه ٤ (ج ١٦، ص ٢٣)
[٧]. كهف، آيه ٥٥ (ج ١٢، ص ٥١٣)