لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٠ - نُهِيْتُ
هسته خرما مىشد. [١]
[نهج:]
«شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً»
«نهج» و «منهاج» به راه روشن مىگويند. [٢]
[نَهَر:]
«في جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ»
«نَهَر» (بر وزن قمر) و همچنين «نَهْر» (بر وزن قهر) هر دو به معناى مجراى آب فراوان است و به همين مناسبت گاهى به فضاى گسترده، يا فيض عظيم و نور گسترده «نهر» (بر وزن قمر) گفته شده است.
اين واژه در آيه مورد بحث، (قطع نظر از حديث) ممكن است به همان معناى اصلى يعنى نهر آب بوده باشد، و مفرد بودن آن مشكلى ايجاد نمىكند؛ چرا كه معناى جنس و جمع دارد، بنابراين، هماهنگ «جنات» جمع «جنت» است. و نيز ممكن است اشاره به وسعت فيض الهى، نور و روشنايى گسترده بهشت و فضاى وسيع آن باشد، و يا به هر دو معنا. [٣]
[نُهى:]
«لَآياتٍ لّاُولِي النُّهى»
«نُهى» از مادّه «نهى» در اينجا به معناى «عقل» است چرا كه عقل، انسان رااز زشتىها و بدىها نهى مىكند. [٤]
[نُهِيْتُ:]
«قُلْ إِنِّي نُهيتُ»
«نُهِيْتُ» (ممنوع شدهام) از مادّه «نَهْى» كه به صورت فعل ماضى مجهول آورده شده، اشاره به اين است كه: ممنوع بودن پرستش بتها چيز تازهاى نيست بلكه همواره چنين بوده و خواهد بود. [٥]
[١]. انعام، آيه ٩٥ (ج ٥، ص ٤٤٢)
[٢]. مائده، آيه ٤٨ (ج ٤، ص ٥٠٩)
[٣]. قمر، آيه ٥٤ (ج ٢٣، ص ٨٩)
[٤]. طه، آيه ١٢٨ (ج ١٣، ص ٣٦٦)
[٥]. انعام، آيه ٥٦ (ج ٥، ص ٣٢٧)