لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - أَشِر
صورتهاى زيبا و شاد و خندان، و گروهى با چهرههاى عبوس، تيره و تاريك در محشر گام مىنهند. يا هر امتى همراه امام، رهبر و پيشوايشان هستند. و يا اين كه مؤمنان، با مؤمنان، و كافران، با كافران محشور مىشوند. جمع ميان اين تفسيرها كاملًا ممكن است؛ زيرا مفهوم آيه گسترده است. [١]
[إشتراء:]
«مَنْ يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ»
«إِشتراء» از مادّه «شرى» است. اين احتمال وجود دارد كه خريدارى (اشتراء) در اينجا معناى كنايى داشته باشد و منظور از آن هرگونه تلاش و كوشش براى رسيدن به اين منظور است. [٢]
[إشْتَرَوا:]
«بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ»
كلمه «اشْتَرَوا» از مادّه «شرى» گر چه معمولًا به معناى «خريدارى» مىآيد، ولى گاه- چنان كه در لغت تصريح شده- به معناى فروختن نيز آمده است. [٣]
[أَشِحَّةً:]
«أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ»
«أَشِحَّةً» جمع «شحيح» از مادّه «شحّ» به معناى بخلى است كه توأم با حرص باشد؛ و اين كلمه در اينجا به گفته اكثر مفسران از نظر اعراب «حال» است؛ اما منافات ندارد كه «حال» در مقام بيان علت باشد (دقت كنيد). [٤]
[أَشُدّ:]
«وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدُّه»
«أَشُدّ» از مادّه «شَدّ» به معناى گره محكم است؛ و در اينجا اشاره به استحكام جسمانى و روحانى مىباشد. سپس توسعه يافته و به هر گونه استحكام جسمانى و روحانى گفته شده است. و منظور از «أَشَدّ» در اينجا رسيدن به حدّ بلوغ است؛ ولى بلوغ جسمانى در اينجا كافى نيست، بلكه، بايد بلوغ فكرى و اقتصادى نيز باشد. به گونهاى كه يتيم بتواند اموال خود را حفظ و نگهدارى كند. و انتخاب اين تعبير، براى همين منظور است كه البته بايد از طريق آزمايش قطعى مشخص گردد. بعضى گفتهاند: «أَشُدّ»، جمعى است كه مفرد ندارد؛ و بعضى ديگر آن را جمع «شَدّ» (بر وزن سدّ) مىدانند. ولى به هر حال، معناى جمعى آن قابل انكار نيست. «أَشُدَّ» از مادّه «شدت» به معناى نيرومند شدن است. [٥]
[أَشِر:]
«بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ»
واژه «أَشِر» وصف است از مادّه «اشر» (بر
[١]. زلزله، آيه ٦ (ج ٢٧، ص ٢٤٩)
[٢]. لقمان، آيه ٦ (ج ١٧، ص ٢٤)
[٣]. بقره، آيه ٩٠ (ج ١، ص ٤٠١)
[٤]. احزاب، آيه ١٩ (ج ١٧، ص ٢٥٥)
[٥]. يوسف، آيه ٢٢ (ج ٩، ص ٤٢٦)؛ اسراء، آيه ٣٤ (ج ١٢، ص ١٢٩)؛ قصص، آيه ١٤ (ج ١٦، ص ٥١)