لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢ - دَأْب
همين نظر است كه او آهسته ميان دو نفر رفت و آمد مىكند تا آنها را نسبت به هم بدبين سازد، و گاهى به خصوصِ اسب و يا هر حيوان سوارى اطلاق مىگردد؛ بنابراين آيه مورد بحث (آيه ٦ سوره هود)، تمام موجودات زنده و همه جنبندگان را شامل است. [١]
[داخر:]
«وَ هُمْ داخِرُونَ»
«داخر» از مادّه «دخر» (بر وزن فخر) و «دخور» هر دو به معناى ذلت و حقارت و تواضع و كوچكى است، آيه فوق در حقيقت جمله مقدرى دارد كه جواب اصلى همان بوده و بقيه چيزى اضافه بر آن است تا سخن قاطعيت بيشترى پيدا كند، و تقدير چنين بوده: «نَعَمْ انَّكُمْ مَبْعُوثُونَ حالِكَوْنِكُمْ داخِرِينَ». [٢]
[دان:]
«وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ»
«دان» در اصل «دانى» و به معناى نزديك است. [٣]
[دانِيَة:]
«مِن طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ»
«دانِيَة» بهمعناى نزديك است، وممكن است اشاره به نزديكى رشتههاى خوشه خرما به يكديگر بوده باشد، يا به متمايل شدن آنها به طرف پايين به خاطر سنگينبار شدن. [٤]
[دَأْب:]
«كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ»
«دَأْب» در اصل، به معناى ادامه سير و حركت است و به معناى «هر كار و عادت مستمر» نيز مىآيد. در سوره «آل عمران»، حال كافران معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله به عادت مستمر و سيره نادرست آل فرعون و اقوام پيش از آنها تشبيه شده است كه آيات خدا را تكذيب كردند، و خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در همين جهان به مجازات سختى گرفتار شدند.
و در سوره «يوسف» معناى اين كلمه اين مىشود كه شما طبق عادت مستمر خود كه به امر كشاورزى در سرزمين مصر اهميت مىدهيد، اين كار را طبق معمول ادامه دهيد، ولى در مصرف محصول آن، صرفهجوئى كنيد.
اين احتمال نيز داده شده كه منظور اين بوده كه با جديت و كوشش هر چه بيشتر زراعت را دنبال كنيد؛ زيرا دأب و دئوب به
[١]. انعام، آيه ٣٨ (ج ٥، ص ٢٧٨)؛ هود، آيه ٦ (ج ٩، ص ٣٢)؛ نحل، آيه ٤٩ (ج ١١، ص ٢٨٤)؛ نمل، آيه ٨٢ (ج ١٥، ص ٥٨٢)؛ فاطر، آيه ٤٥ (ج ١٨، صفحه ٣٢٢)؛ شورى، آيه ٢٩ (ج ٢٠، ص ٤٦٢)
[٢]. نحل، آيه ٤٨ (ج ١١، ص ٢٨٠)؛ صافات، آيه ١٨ (ج ١٩، ص ٤٢)؛ مؤمن، آيه ٦٠ (ج ٢٠، ١٦٤)
[٣]. رحمن، آيه ٥٤ (ج ٢٣، ص ١٧٨)
[٤]. انعام، آيه ٩٩ (ج ٥، ص ٤٦٠)