لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - قَيُّوم
توصيف دين به «قيّم» با توجّه به اين كه «قيّم» به معناى ثابت و برپا است، در حقيقت اشاره به دليل اين توجّه مستمر به دين است، يعنى چون آئين اسلام آئينى است ثابت و مستقيم، و برپادارنده نظام زندگى مادى و معنوى مردم، هرگز از آن منحرف مشو! [١]
[قِيَماً:]
«ديناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْراهيمَ»
«قِيَماً» از مادّه «قيام» هم ممكن است به معناى راستى و استقامت باشد، هم به معناى پايدار و جاويدان، و هم به معناى قائم به امور دين و دنيا. [٢]
[قيّمة:]
«فيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ»
«قيّمة» از مادّه «قيام» به معناى صاف و مستقيم است، يا محكم و پابرجا، يا ارزشمند و پربها، و يا همه اين مفاهيم در آن جمع است. [٣]
[قَيُّوم:]
«هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»
«قَيُّوم» صيغه مبالغه از مادّه «قيام» است، به همين دليل، به وجودى گفته مىشود كه قيام او به ذات او است، و قيام همه موجودات به او مىباشد، علاوه بر اين، قائم به تدبير امور مخلوقات نيز مىباشد. [٤]
[١]. كهف، آيه ٢ (ج ١٢، ص ٣٧٦)؛ روم، آيه ٤٣ (ج ١٦، ص ٤٧٨)
[٢]. انعام، آيه ١٦١ (ج ٦، ص ٧٩)
[٣]. بيّنه، آيه ٣ (ج ٢٧، ص ٢٢٥)
[٤]. بقره، آيه ٢٥٥ (ج ٢، ص ٣١٦)