لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦ - سلطان
ظاهر اين است كه اين از همان معناى اول گرفته شده. [١]
[سَلْسَبيل:]
«تُسَمَّى سَلْسَبيلًا»
گفته شده «سَلْسَبيل» و «تَسْنِيم» كه به ترتيب در آيههاى ١٨ «دهر»، و ٢٧ «مطففين» آمده، دو چشمهاند: يكى از اين دو چشمه، چشمه «شراب طهور» و چشمه دوم، چشمه «عسل مصفى» است كه، هر دو در آيه ١٥ سوره «محمّد» آمده است.
«سلسبيل» نوشيدنى بسيار لذيذى را مىگويند كه به راحتى در دهان و گلو جارى مىشود، و كاملًا گوارا است؛ بسيارى معتقدند كه از مادّه «سلاسه» به معناى «روانى» گرفته شده، همان گونه كه به عبارات روان و جالب نيز «سليس» گفته مىشود.
بعضى ديگر گفتهاند: از مادّه «تسلسل» گرفته شده كه به معناى «حركت پى در پى» است در نتيجه، روان بودن چيزى را تداعى مىكند، بنابراين هر دو معنا به هم نزديك است، و در هر صورت «باء» در آن اضافى مىباشد.
بعضى نيز معتقدند: اين واژهاى است مركب از دو كلمه «سَلْ» و «سبيل» و بعضى نيز آن را مركب از «سَأَلَ» و «سبيل» مىدانند كه در صورت اول مفهومش اين است «راهى بطلب» و در صورت دوم «راهى طلبيد» و معناى كنايى هر دو «گوارا» است. در صورت اول مركب از «سَلْ» فعل امر و «سبيل» است و در صورت دوم مركب از «سأل» فعل ماضى و «سبيل» است.
بعضى نيز تصريح كردهاند: در لغت عرب كلمه «سلسبيل» وجود نداشته و اين از ابداعات قرآن مجيد است. بعضى از مفسران گفتهاند: «سلسبيل» قاعدتاً ما لا ينصرف است، زيرا علميت و عجمه در آن جمع است، و اين كه در اينجا تنوين به خود گرفته به خاطر هماهنگى با آخر آيات ديگر اين سوره است ولى معناى اول از همه مشهورتر و مناسبتر است. [٢]
[سِلْسِلَه:]
«في سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها»
«سِلْسِلَه» به معناى زنجير است، و در اصل، از مادّه «تسلسل» به معناى تكان خوردن و لرزش گرفته شده؛ زيرا حلقههاى زنجير مىلرزند و تكان مىخورند. [٣]
[سلطان:]
«عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُّبيناً»
«سلطان» در اصل، از مادّه «سَلاطة» (بر وزن
[١]. يس، آيه ٣٧ (ج ١٨، ص ٤٠٢)
[٢]. رحمن، آيه ٥٠ (ج ٢٣، ص ١٧٦)؛ انسان، آيه ١٨ (ج ٢٥، ص ٣٦٨)
[٣]. حاقّه، آيه ٣٢ (ج ٢٤، ص ٤٦٩)