لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - رَوْضَة
مشمول عفو خدا شوند، به بهشت راه مىيابند، هر چند جاى آنها در «روضات» نيست. [١]
[رَوْضَة:]
«في رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ»
«رَوْضَة» چنان كه گذشت به معناى محلى است كه آب و درخت فراوان دارد، لذا به باغهاى خرم و سرسبز «روضة» اطلاق مىشود، و اگر مىبينيم در سوره، «روم» اين كلمه به صورت نكره آمده است، براى تعظيم و بزرگداشت آن است، يعنى در بهترين و برترين باغهاى زيبا و سرورانگيز بهشت غرق نعمت، خواهند بود. [٢]
[رَوع:]
«ذَهَبَ عَنْ إِبْراهيمَ الرَّوْعُ»
«رَوع» (بر وزن نوع) به معناى ترس و وحشت است، و «رُوع» (بر وزن نوح) به معناى روح يا بخشى از روح كه مركز نزول ترس و وحشت است مىباشد (به «قاموس اللغة» مراجعه شود). [٣]
[رؤيت:]
«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ»
منظور از «رؤيت» (ديدن) در اينجا، «علم و آگاهى» است، منتها از آنجا كه داستان اين اقوام به قدرى مشهور و معروف بوده كه گويى مردم زمانهاى بعد نيز آن را با چشم خود مىديدند، تعبير به «رؤيت» شده است. [٤]
[رُوَيْداً:]
«أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدا»
«رُوَيْداً» از مادّه «رود» (بر وزن عود) به معناى رفت و آمد و تلاش براى انجام چيزى توأم با ملايمت است. و در اينجا معناى مصدرى دارد، و توأم با «تصغير» است يعنى، مختصر مهلتى به آنها ده.
بنابراين، «رُوَيْداً» در اينجا جانشين مفعول مطلق است، و در حقيقت مثل آن است كه گفته شود: «أُمْهِلْهُمْ إِمْهالًا قَلِيْلًا». و اين كه بعضى احتمال دادهاند: «رُوَيْداً» در اينجا معناى امر دارد، و بنابراين، سه امر پى در پى آمده است، بعيد به نظر مىرسد؛ البته «رويد» به معناى امر و به صورت اسم فعل آمده، ولى مناسب آيه مورد بحث با منصوب بودن اين كلمه، همان است كه مفعول مطلق باشد. [٥]
[رَهَباً:]
«وَ يَدْعُونَنَا رَغَباً وَ رَهَباً»
«رَهَباً» به معناى ترس، تنفر و بيزارى است و در اين كه از نظر اعراب، چه محلى دارد، احتمالات متعددى است كه ممكن است حال باشد يا تميز يا مفعول لاجله، يا
[١]. شورى، آيه ٢٢ (ج ٢٠، ص ٤٢٧)
[٢]. روم، آيه ١٥ (ج ١٦، ص ٤٠١)
[٣]. هود، آيه ٧٤ (ج ٩، ص ٢١٣)
[٤]. فجر، آيه ٦ (ج ٢٦، ص ٤٦٧)
[٥]. طارق، آيه ١٧ (ج ٢٦، ص ٣٩٠)