لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٤ - وعظ
[وضع:]
«وَضَعَها لِلْأَنَامِ»
تعبير به «وضع» در مورد «زمين»، در برابر «رفع» در مورد «آسمان»، علاوه بر لطف خاصى كه در اين مقابله است، اشاره پر معنايى به تسليم بودن زمين و منابع آن در مقابل انسان است. [١]
[وَطْئاً:]
«هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً»
«وَطْئاً» در اصل به معناى گام نهادن، و همچنين به معناى توافق كردن است. [٢]
[وَطْر:]
«زَيْدٌ مِّنْها وَطَراً»
«وَطْر» به معناى نياز و حاجت مهم است. [٣]
[وعظ:]
«مَّوْعِظَةٌ مِّنْ رَبِّكُمْ»
«وعظ» (و موعظه) آن چنان كه در «مفردات» آمده است، نهى آميخته به تهديد است، ولى ظاهراً معناى «موعظه» وسيعتر از اين باشد، همانگونه كه از «خليل» دانشمند معروف عرب، در همان كتاب «مفردات» نقل شده كه: موعظه عبارت است از تذكّر دادن نيكىها، كه توأم با رقّت قلب باشد.
در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تأثير
[١]. رحمن، آيه ١٠ (ج ٢٣، ص ١٢١)
[٢]. مزمّل، آيه ٦ (ج ٢٥، ص ١٨٠)
[٣]. احزاب، آيه ٣٧ (ج ١٧، ص ٣٤٤)