لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - صَعَد
بازگردانده شدند و به سوى قرآن روى آوردند. [١]
[صَرَّفْنَا:]
«وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا فِى هذا الْقُرْآنِ»
«صَرَّفْنَا» از مادّه «تصريف» به معناى تغيير دادن و دگرگون ساختن است، و مخصوصاً با توجّه به اين كه از باب «تفعيل» است، معناى كثرت را نيز در بردارد. و از آنجا كه بيانات قرآن، در زمينه اثبات توحيد و نفى شرك، گاهى در لباس استدلال منطقى، گاهى فطرى، زمانى در شكل تهديد، گاهى تشويق، و خلاصه از انواع طرق و فنون مختلف كلام، براى آگاه ساختن و بيدار كردن مشركان استفاده شده است، تعبير به «صَرَّفْنَا» در مورد آن بسيار مناسب است.
بنابراين، هدف از اين تعبير، آن است كه ما در لباسهاى گوناگون و چهرههاى مختلف و به هر زبانى كه امكان تأثير در آن بوده، با مردم سخن گفتهايم. [٢]
[صُرْهُنَّ:]
«الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ»
«صُرْهُنَّ» در اصل از ريشه «صَوْر» (بر وزن غور) گرفته شده كه به معناى «قطع كردن»، «متمايل نمودن» و «بانگ زدن» است، كه از ميان اين سه معنا، در اينجا همان معناى نخست، منظور است، يعنى: چهار مرغ انتخاب كن و آنها را ذبح نموده و قطعه قطعه كرده در هم بياميز. [٣]
[صَرَّة:]
«امْرَأَتُهُ فِى صَرَّةٍ»
واژه «صَرَّة» از مادّه «صرّ» (بر وزن شرّ)، در اصل به معناى بستن و به هم بستگى است، و به فرياد شديد و همچنين جمعيت متراكم نيز گفته مىشود، چرا كه داراى شدت و به هم پيوستگى است. [٤]
[صَرِيخ:]
«فَلا صَرِيْخَ لَهُم»
«صَرِيخ» از مادّه «صراخ» به معناى فريادرس است. [٥]
[صَرِيم:]
«فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيْمِ»
«صَرِيم» از مادّه «صرم» به معناى «قطع» است، و در اينجا به معناى «شب ظلمانى»، يا «درخت بدون ميوه» يا «خاكستر سياه» است؛ زيرا شب با فرا رسيدن روز قطع مىشود، همان گونه كه روز با فرارسيدن شب، و لذا گاهى به شب و روز «صريمان» مىگويند. [٦]
[صَعَد:]
[١]. احاقف، آيه ٢٩ (ج ٢١، ص ٣٨٤)
[٢]. اسراء، آيات ٤١ و ٨٩؛ كهف، آيه ٥٤ (ج ١٢، صفحات ١٥٠، ٣٠٥ و ٥١٢)
[٣]. بقره، آيه ٢٦٠ (ج ٢، ص ٣٥٨)
[٤]. ذاريات، آيه ٢٩ (ج ٢٢، ص ٣٥٨)
[٥]. يس، آيه ٤٣ (ج ١٨، ص ٤٢٠)
[٦]. قلم، آيه ٢٠ (ج ٢٤، ص ٤٠٢)