لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - رزق
و معنوى الهى است، كه شامل حال انسانهاى شايسته مىشود، در كتاب «مفردات» مىخوانيم كه «رحمت» هر گاه به خدا نسبت داده شود، به معناى نعمت بخشيدن او است، و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود، به معناى رقّت قلب و عطوفت است. در مورد تفاوت «رحمت» و «مودّت»، به «مودّت» مراجعه فرماييد. [١]
[رُخاء:]
«رُخآءً حَيْثُ أَصابَ»
«رُخاء» به معناى نرم و ملايم است و توصيف باد به «رخاء» در اين آيه، بيان منظم بودن و نرم بودن حركات آن است، به طورى كه آنها در عين حركت سريع، احساس ناراحتى نمىكردند، درست مانند وسائل تكامل يافته سريع السير كنونى كه بعضاً انسان به هنگامى كه با آن سفر مىكند اين احساس را دارد كه گويى در اطاق خانهاش نشسته است، در حالى كه با سرعت سرسامآورى، در حركت است. [٢]
[رَدِفَ:]
«أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُم»
«رَدِفَ» از مادّه «ردف» (بر وزن حرف) به معناى قرار گرفتن پشت سر چيزى است، لذا به كسى كه پشت سر اسب سوار مىنشيند، «رديف» گفته مىشود، همچنين در مورد افراد و اشيايى كه پشت سر يكديگر قرار مىگيرند اين كلمه به كار مىرود. [٣]
[رَدْم:]
«بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً»
«رَدْم» (بر وزن مرد) در اصل، به معناى پركردن شكاف به وسيله سنگ است؛ ولى بعداً به معناى وسيعترى كه شامل هرگونه سدّ، و حتى شامل وصله كردن لباس مىشود، گفته شده است. جمعى از مفسران معتقدند كه «رَدْم» به سدّ محكم و نيرومند گفته مىشود. [٤]
[رِدء:]
«فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءاً»
«رِدْء» به معناى «معين و ياور» است. [٥]
[رزق:]
«مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمآءِ»
«رزق» در لغت به معناى بخشش مستمر و متداوم است، اعم از مادّى يا معنوى، بنابراين، هر گونه بهرهاى را كه خداوند نصيب بندگان مىكند، از مواد غذايى، مسكن و پوشاك، و يا علم و عقل و فهم و
[١]. يونس، آيه ٥٧ (ج ٨، ص ٣٩٠)؛ روم، آيه ٢١ (ج ١٦، ص ٤١٤)
[٢]. ص، آيه ٣٦ (ج ١٩، ص ٣٠٥)
[٣]. نمل، آيه ٧٢ (ج ١٥، ص ٥٦٣)
[٤]. كهف، آيه ٩٥ (ج ١٢، ص ٥٧٨)
[٥]. قصص، آيه ٣٤ (ج ١٦، ص ٩١)