لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - إِحسان
يك ماجرا است و از آنجا كه انسان خواب خود را براى اين و آن نقل مىكند، در اينجا كنايه از خواب است. ولى بعضى احتمال دادهاند جمع «احدوثه» باشد كه بهمعناى اخبار عجيبى است كه مردم پيرامون آن با يكديگر گفتگو مىكنند. [١]
[أَحْبار:]
«الأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا»
«أَحْبار» جمع «حبر» (بر وزن فكر و همچنين بر وزن ابر) به معناى اثر نيك است و سپس بر دانشمندانى كه در جامعه اثر نيك دارند اطلاق شده است؛ و اگر به «مركّب» نيز «حبر» گفته مىشود، به خاطر آثار نيك آن است. به معناى دانشمند و عالم و «رُهبان» جمع «راهب» نيز آمده است. و همچنين به افرادى گفته مىشود كه به عنوان ترك دنيا در ديرها سكونت اختيار كرده و به عبادت مىپرداختند. و اطلاق آن بر علماء به خاطر آثارى است كه از آنها در ميان اجتماعات بشرى باقى مىماند. [٢]
[أحزاب:]
«مَهْزُومٌ مِّنَ الأَحْزاب»
تعبير به «احزاب» از مادّه «حزب» ظاهراً اشاره به تمام گروههايى است كه بر ضد پيامبران قيام كردند، و خداوند آنها را در هم كوبيد. اين جمعيت مشركان، گروهك كوچكى از آن گروهها هستند كه به سرنوشت آنان گرفتار خواهند شد. [٣]
[إِحسان:]
«وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ»
در اين كه مراد از «احسان» از مادّه «حسن» در اينجا چيست؟ چند احتمال در كلمات مفسران ديده مىشود: نخست اين است كه حسن ظن به خدا داشته باشيد (و گمان نكنيد انفاقهاى شما موجب اختلال امر معيشت شما خواهد شد).
و دوم: منظور، اقتصاد و ميانه روى در مسأله انفاق است.
و سوم اين كه منظور، آميختن انفاق با حسن رفتار نسبت به نيازمندان است؛ به گونهاى كه همراه با گشادهروئى و مهربانى باشد و از هر نوع منّت و آنچه موجب رنجش و ناراحتى شخص انفاق شونده است، بر كنار باشد.
«احسان» در آيات ١٨١ و ١٨٢ سوره «رحمن»، تنها به معناى «توحيد» يا به معناى «توحيد و معرفت» يا به معناى «اسلام» تفسير شده است؛ ولى پيداست كه اينها هر كدام مصداق روشنى از اين مفهوم گسترده است كه هرگونه نيكى در عقيده، گفتار و عمل را شامل مىشود.
[١]. يوسف، آيه ٦ (ج ٩، ص ٣٦٩)؛ مؤمنون، آيه ٤٤ (ج ١٤، ص ٢٦٦)
[٢]. مائده، آيه ٤٤ (ج ٤، ص ٤٩٥)؛ توبه، آيه ٣١ (ج ٧، ص ٤٢٧)؛ زخرف، آيه ٧٠ (ج ٢١، ص ١٢٦)
[٣]. ص، آيه ١١ (ج ١٩، ص ٢٤٤)