لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - خَبْل
در مورد شكمهاى گرسنه، گردوى پوك و ستارگان خالى از باران گفته شده است (عرب جاهلى معتقد بود كه هر ستارهاى در افق ظاهر مىشود بارانى همراه دارد). [١]
[خَبال:]
«لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا»
«خَبال» در اصل، به معناى از بين رفتن چيزى است؛ غالباً به زيانهايى كه در عقل انسان اثر مىگذارد، گفته مىشود. «خَبال» به معناى اضطراب و ترديد و «خَبَل» (بر وزن اجَل) به معناى «جنون» نيز آمده است. [٢]
[خَبْل:]
«مَّا زادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا»
«خَبْل» (بر وزن طَبْل) به معناى «فاسد شدن اعضاء» است. [٣]
[خبيثات، خبيثون:]
«وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ»
در اين كه منظور از «خبيثات» و «خبيثون» در آيه مورد بحث، كيست و چيست؟
مفسران بيانات مختلفى دارند:
١- گاه گفته شده كه منظور سخنان ناپاك، تهمت، افترا و دروغ است كه تعلق به افراد آلوده دارد.
٢- گاه گفته مىشود كه «خبيثات» به معناى «سيئات» و مطلق اعمال بد و كارهاى ناپسند است كه برنامه مردان ناپاك است.
٣- «خبيثات» و «خبيثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است، و ظاهراً منظور از آيه همين است؛ زيرا قرائنى در دست است كه معناى اخير را تأييد مىكند. [٤]
[خَبِير:]
«بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبيراً»
«خَبِير» به معناى آگاه و در اينجا به معناى آگاه از نيّت و عقيده است و به معناى كسى است كه از مسائل دقيق آگاه است. [٥]
[خبء:]
«الْخَبْءَ فِي السَّمَاواتِ»
«خبء» (بر وزن صبر) به معناى هر چيز پنهانى و پوشيده است و در اينجا اشاره به احاطه علم پروردگار به غيب آسمان و زمين است؛ يعنى چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه غيب آسمان و زمين و اسرار نهفته آن را مىداند. و اين كه بعضى آن را به خصوص باران (در مورد آسمانها) و گياه (در مورد زمين) تفسير كردهاند، در حقيقت از قبيل بيان مصداق روشن است. و همچنين
[١]. نمل، آيه ٥٢ (ج ١٥، ص ٥٢٨)؛ حاقّه، آيه ٧ (ج ٢٤، ص ٤٤٤)
[٢]. آل عمران، آيه ١١٨ (ج ٣، ص ٩١)؛ توبه، آيه ٤٧ (ج ٧، ص ٥١١)
[٣]. توبه، آيه ٤٧ (ج ٧، ص ٥١١)
[٤]. نور، آيه ٢٦ (ج ١٤، ص ٤٥١)
[٥]. اسراء، آيه ١٧ (ج ١٢، ص ٧٧)؛ حجّ، آيه ٦٣ (ج ١٤، ص ١٧٣)