لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - صاخَّه
ص
[صابئه:]
«وَالنَّصارى وَ الصَّابِئِينَ»
«صابئه» از «صبأ» گرفته شده، چون اين طائفه از طريق حق و آئين انبياء منحرف گشتند، لذا آنها را «صابئه» مىگويند.
در «فرهنگ دهخدا» پس از تأييد اين كه اين كلمه عبرى است مىگويد: «صابئين» جمع «صَأْبى» و مشتق از ريشه عبرى (ص- ب- ع) به معناى فرو رفتن در آب (يعنى تعميد كنندگان) مىباشد. كه به هنگام تعريب «ع» آن ساقط شده. [١]
[صابِرُوا:]
«صابِرُوا وَ رْابِطُوا»
«صابِرُوا» از «مُصابَرَه» (از باب مفاعله) به معناى صبر و استقامت در برابر صبر و استقامت ديگران است. [٢]
[صاحِب، صاحِبُكُم:]
«بِصاحِبِكُمْ مِّن جِنَّةٍ»
«صاحِب» در اينجا ممكن است اشاره به يكى از رؤساى قوم «ثمود» باشد، و يكى از اشرار معروف آنها، كه، در تاريخ به عنوان «قدارة بن سالف» از او ياد شده است و نيز به معناى ملازم، رفيق و همنشين است؛ و در سوره «تكوير» علاوه بر اين كه از مقام تواضع پيامبر نسبت به همه مردم حكايت مىكند، كه او هرگز قصد برترى جوئى نداشت، اشاره به اين است كه: او ساليان دراز در ميان شما زندگى كرده، و همنشين با افراد شما بوده است، او را به عقل و درايت و امانت شناختهايد، چگونه نسبت جنون به او مىدهيد؟! جز اين كه او بعد از بعثت، تعليماتى با خود آورده كه با تعصبها و تقليدهاى كوركورانه و هوا و هوسهاى شما سازگار نيست، لذا، براى اين كه خود را از اطاعت دستورات او معاف كنيد، چنين نسبت ناروايى را به او مىدهيد.
و تعبير «صاحِبُكُم» (همنشين و دوست شما) در سوره «سبأ» در مورد شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله، اشاره به اين است كه: او براى شما چهره ناشناختهاى نيست، او ساليان دراز در ميان شما بوده، او را به امانت، درايت و صدق و راستى شناختهايد، تاكنون نقطه ضعفى در پرونده زندگى او مشاهده نكردهايد، بنابراين، انصاف دهيد اتهاماتى كه به او مىبنديد، همه بىاساس است. [٣]
[صاخَّه:]
«فَإِذا جآئَتِ الصّآخَّةُ»
«صاخَّه» از مادّه «صخّ» در اصل، به معناى
[١]. بقره، آيه ٦٢ (ج ١، ص ٣٤٢)
[٢]. آل عمران، آيه ٢٠٠ (ج ٣، ص ٣٠١)
[٣]. سبأ، آيه ٤٦ (ج ١٨، ص ١٥٢)؛ قمر، آيه ٧٩ (ج ٢٣، ص ٦٥)؛ تكوير، آيه ٢٢ (ج ٢٦، ٢٠٥)