لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦١ - يُمَسِّكُون
الزبانية» در تمام اين موارد در رسم الخط امروز «واو» ذكر مىشود ولى در قرآنها غالباً حذف مىگردد. [١]
[يَمْحَق:]
«يَمْحَقَ الْكَافِرينَ»
«يَمْحَق» از مادّه «محق» (بر وزن مرد) به معناى كم شدن تدريجى چيزى است و به همين مناسبت شب پايان ماه را (محاق) مىگويند؛ زيرا روشنى ماه كمكم كاسته شده و از بين مىرود
در حقيقت همان طور كه ماه با آن جلوهگرى و فريبندگى مخصوص خود، تدريجاً كم نور شده و در محاق فرو مىرود همچنين شكوه و عظمت كفر و شرك و حاميان آنها با تصفيه و پاك شدن مسلمانان به زوال و نيستى مىگرايد. [٢]
[يَمُدُّونَهُمْ:]
«يَمُدُّونَهُمْ فِى الغَيِّ»
«يَمُدُّونَهُمْ» از مادّه «امداد» به معناى كمك دادن وادامه دادن وافزودن است، يعنى پيوسته آنها را به اين راه مىكشانند وپيش مىروند. [٣]
[يَمُدُّهُ:]
«يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ»
«يَمُدُّهُ» از مادّه «مداد» به معناى مركب يا مادّه رنگينى است كه با آن مىنويسند، و در اصل از «مدّ» به معناى كشش گرفته شده؛ زيرا خطوط به وسيله كشش قلم بر صفحه كاغذ پيدا مىشود.
بعضى از مفسران، معناى ديگرى نيز براى آن نقل كردهاند و آن «روغنى» است كه در چراغ مىريزند و سبب روشنايى چراغ است، و هر دو معنا در واقع به يك ريشه باز مىگردد. [٤]
[يَمْسَسْكَ:]
«وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ»
«يَمْسَسْكَ» در مورد «خير» و «شرّ» كه از مادّه «مسّ» گرفته شده، اشاره به اين است كه: حتى كوچكترين خير و شرّى بدون اراده و قدرت او ممكن نيست. [٥]
[يُمَسِّكُون:]
«يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ»
تعبير به «يُمَسِّكُون» از مادّه «تَمسيك- مَسْك» كه به معناى تمسك جستن است، نكته جالبى را در بر دارد؛ زيرا تمسك به معناى گرفتن و چسبيدن به چيزى براى حفظ و نگهدارى آن مىباشد، و اين صورت حسّى آن است، و صورت معنوى آن اين است كه: انسان با كمال جديت پايبند به عقيده و برنامهاى باشد و در حفظ و حراست آن بكوشد، تمسّك به كتاب الهى اين نيست كه انسان صفحات قرآن و تورات
[١]. شورى، آيه ٢٤ (ج ٢٠، ص ٤٥١)
[٢]. آل عمران، آيه ١٤١ (ج ٣، ص ١٤٨)
[٣]. اعراف، آيه ٢٠٢ (ج ٧، ص ٨٧)
[٤]. لقمان، آيه ٢٧ (ج ١٧، ص ٨٧)
[٥]. انعام، آيه ١٧ (ج ٥، ص ٢٢٣)