لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - ذُرِّيَّة
اصل، به معناى آفرينش و ايجاد و اظهار است؛ ولى مادّه «ذرو» (با واو كه آن هم بر وزن زرع است) به معناى پراكنده ساختن آمده، اين دو ماده را نبايد با هم اشتباه كرد. [١]
[ذَرع:]
«وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً»
«ذَرع» را بعضى به معناى قلب، و بعضى به معناى خُلق گرفتهاند؛ بنابراين «ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً» يعنى دلش به خاطر اين مهمانهاى ناخوانده، در چنين شرائط سختى، تنگ و ناراحت شد.
ولى به طورى كه «فخر رازى» در تفسيرش از «ازهرى» نقل كرده، «ذَرع» در اين گونه موارد به معناى طاقت است، و در اصل، فاصله ميان دستهاى شتر به هنگام راه رفتن مىباشد. [٢]
[ذرّة:]
«لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ»
براى «ذرّة» نيز در لغت و كلمات مفسران، تفسيرهاى گوناگونى ذكر شده است كه گاه به معناى مورچه كوچك، گاه گرد و غبارى كه وقتى دست را بر زمين بگذاريم و برداريم به آن مىچسبد و گاه به معناى ذرات بسيار كوچك غبار كه در فضا معلق است و به هنگامى كه آفتاب از روزنهاى به اطاق تاريك مىتابد آشكار مىگردد، تفسير شده است.
مىدانيم كه امروز كلمه «ذرّه» را به «اتم» نيز اطلاق مىكنند و «بمب اتمى» را «الْقُنْبُلَةُ الذَّرِّيَّة» مىگويند. «اتم» به قدرى كوچك است كه نه با چشم عادى قابل مشاهده است و نه با دقيقترين ميكروسكوپها، و تنها آثار آن را مشاهده مىكنند، و حجم و وزن آن با محاسبات علمى قابل سنجش است؛ و به قدرى كوچك است كه چند ميليون واحد آن، روى نوك سوزنى جاى مىگيرد! مفهوم ذره هر چه باشد، منظور در اينجا كوچكترين وزنها است. [٣]
[ذُرِّيَّة:]
«ذُرِّيَّةَ بَعْضُها مِن بَعْضٍ»
«ذُرِّيَّة» چنان كه دانشمندان لغت گفتهاند، در اصل به معناى «فرزندان كوچك و كم سن و سال» است. ولى غالباً به همه فرزندان گفته مىشود، گاهى به معناى مفرد و گاهى به معناى جمع استعمال مىگردد اما در اصل، معناى جمعى دارد.
درباره ريشه اصلى اين لغت احتمالات متعددى داده شده است: بعضى آن را از «ذَرْء» (بر وزن زرع) به معناى آفرينش
[١]. مؤمنون، آيه ٧٩ (ج ١٤، ص ٣١٣)
[٢]. هود، آيه ٧٧ (ج ٩، ص ٢١٩)؛ عنكبوت، آيه ٣٣ (ج ١٦، ص ٢٧٩)
[٣]. نساء، آيه ٤٠ (ج ٣، ص ٤٩٣)؛ يونس، آيه ٦١ (ج ٨، ص ٤٠١)؛ زلزله، آيات ٧، ٨ (ج ٢٧، ص ٢٥١)