لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - تَفَكَّهُون
را كه «راغب» در «مفردات» آورده كه يك عرب بيابانى به مخاطب خود كه بسيار كثيف و آلوده بود گفت: مَا أَتْفَثَكَ وَ أَدْرَنَكَ؟: «چقدر كثيف و آلودهاى»؟ دليل بر اين است كه اين واژه عربى است و ريشه در لغت عرب دارد.
در روايات اسلامى نيز كراراً اين جمله، به گرفتن ناخن، پاكيزه كردن بدن و كنار گذاشتن احرام تفسير شده است؛ و به تعبير ديگر، اين جمله اشاره به برنامه «تقصير» است كه از مناسك حج محسوب مىشود. در بعضى از روايات نيز به «تراشيدن سر» كه يكى ديگر از طرق تقصير مىباشد تفسير شده است. [١]
[تَفْجِيْر:]
«حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا»
«فُجُور و تَفْجِيْر» به معناى شكافتن است اعم از شكافتن زمين به وسيله چشمهها، و يا شكافتن افق به وسيله نور صبحگاهان، (البته تفجير مبالغه بيشترى نسبت به فجور را مىرساند). [٢]
[تَفْرَحُونَ:]
«تَفْرَحُونَ فِي الأَرْضِ»
«تَفْرَحُونَ»، از مادّه «فرح» به معناى شادى و خوشحالى است كه گاهى ممدوح است و شايسته، و گاه مذموم است و بر اساس باطل. [٣]
[تفسح:]
«فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّه لَكُمْ»
«تفسح» به معناى توسعه دادن مىباشد. [٤]
[تَفَسَّحُوا:]
«تَفَسَّحُوا فِى الْمَجالِسِ»
«تَفَسَّحُوا» از مادّه «فُسح» (بر وزن قفل) به معناى مكان وسيع است. [٥]
[تفكّر:]
«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»
«تفكّر» مربوط به بررسى علل و خصوصيات يك موجود است. [٦]
[تَفَكَّهُون:]
«فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ»
«تَفَكَّهُون» از مادّه «فاكهة» به معناى «ميوه» است، سپس «فُكاهة» به مزاح و شوخى و گفتن لطيفهها كه ميوه جلسات انس است اطلاق شده است؛ ولى اين ماده گاهى به معناى تعجب و حيرت نيز آمده، و آيه مورد بحث از اين قبيل است.
اين احتمال نيز وجود دارد، همان گونه كه انسان به هنگام «خشم» گاهى مىخندد، كه نام آن را «خنده خشم» مىگذارند، در هنگام
[١]. حجّ، آيه ٢٩ (ج ١٤، ص ١٠٠)
[٢]. اسراء، آيه ٩٠ (ج ١٢، ص ٣١١)
[٣]. مؤمن، آيه ٧٥ (ج ٢٠، ص ١٩٢)
[٤]. مجادله، آيه ١١ (ج ٢٣، ص ٤٥٢)
[٥]. مجادله، آيه ١١ (ج ٢٣، ص ٤٥٢)
[٦]. نساء، آيه ٨٢ (ج ٤، ص ٤٤)