لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦ - كوثر
اطلاق مىشود. مفسران براى «كَنُود» معانى زيادى گفتهاند.
«ابوالفتوح رازى» حدود پانزده معنا در اين زمينه نقل كرده است، ولى غالباً شاخ و برگ همان معناى اصلى است كه در بالا آوردهايم، از جمله اين كه:
١- «كَنُود» كسى است كه مصائبش را با آب و تاب مىشمرد، ولى نعمتها را فراموش مىكند.
٢- «كَنُود» كسى است كه نعمتهاى خدا را تنها مىخورد، و از ديگران منع مىكند، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: أَ تَدْرُونَ مَنِ الْكَنُودِ: «مىدانيد كنود كيست»؟! عرض شد: خدا و رسولش آگاهتر است. فرمود: الْكَنُودُ الَّذِى يَأْكُلُ وَحْدَهُ، وَ يَمْنَعُ رِفْدَهُ، وَ يَضْرِبُ عَبْدَهُ: «كنود كسى است كه تنها غذا مىخورد، و از عطا و بخشش به ديگران خوددارى مىكند، و بنده زيردستش را مىزند».
٣- «كَنُود»، كسى است كه در مشكلات و مصائب با دوستان خود هم دردى نمىكند.
٤- كسى است كه خيرش بسيار كم است.
٥- كسى است كه وقتى نعمتى به او برسد، از ديگران دريغ مىدارد و اگر گرفتار مشكلى گردد، ناشكيبايى و جزع مىكند.
٦- كسى است كه نعمتهاى الهى را در معصيت صرف مىكند.
٧- كسىاست كه نعمت خدا را انكار مىكند. [١]
[كَواعِب:]
«وَ كَواعِبَ أَتْراباً»
«كَواعِب» از مادّه «كَعب» جمع «كاعب» به معناى دوشيزهاى است كه تازه برآمدگى سينه او آشكار شده، و اشاره به آغاز جوانى است. [٢]
[كَوافِر:]
«بِعِصَمِ الْكَوافِرِ»
«كَوافِر» از مادّه «كُفر» جمع «كافرة» به معناى زنان كافر است. [٣]
[كَواكِب:]
«وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ»
«كَواكِب» جمع «كوكب» در لغت عرب، معانى زيادى دارد از جمله: ستاره به طور اعم، و ستاره «زهره» به طور اخص، سفيدى كه در چشم ظاهر مىشود، گياهان بلند، شكوفه درختان، درخشندگى فولاد، نوجوان زيبا، شمشير، آب، رئيس يك جمعيت، و غير آن. [٤]
[كوثر:]
«إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»
«كوثر» وصف است كه از «كثرت» گرفته شده، و به معناى خير و بركت فراوان است،
[١]. عاديات، آيه ٦ (ج ٢٧، ص ٢٧٠)
[٢]. نبأ، آيه ٣٣ (ج ٢٦، ص ٦١)
[٣]. ممتحنه، آيه ١٠ (ج ٢٤، ص ٥٢)
[٤]. انفطار، آيه ٢ (ج ٢٦، ص ٢٢٠)