لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - تَبَوَّؤُا
معمول است يعنى ما عين تبعيت براى شما بوديم! [١]
[تُبْلَى:]
«يَوْمَ تُبْلَى السَّرآئِرُ»
«تُبْلَى» از مادّه «بلوى» به معناى آزمايش و امتحان است، و از آنجا كه به هنگام آزمايش حقيقت اشياء ظاهر و آشكار مىشود، اين ماده در معناى ظهور و بروز آمده است. [٢]
[تبليغ:]
«يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ»
منظور از «تبليغ» در اينجا، همان «ابلاغ» و رسانيدن است، و هنگامى كه ارتباط با «رسالات اللَّه» پيدا كند، مفهومش اين مىشود كه، آنچه را خدا به عنوان وحى، به پيامبران تعليم كرده، به مردم تعليم كنند، و از طريق استدلال، انذار، بشارت، موعظه و اندرز در دلها نفوذ دهند. [٣]
[تَبُور:]
«تِجارَةً لَّنْ تَبُورَ»
«تَبُور» از مادّه «بوار» به معناى شدت كسادى است، و از آنجا كه شدت كسادى، باعث فساد مىشود «بوار» به معناى هلاكت آمده، به اين ترتيب، «تجارت خالى از بوار» تجارتى است كه نه كساد دارد و نه فساد. [٤]
[تَبُوءَ:]
«أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمي»
«تَبُوءَ» از مادّه «بواء» به معناى بازگشت است. [٥]
[تَبَوَّؤُا:]
«وَالَّذينَ تَبَوَّؤُ الدَّارَ»
«تَبَوَّؤُا» از مادّه «بواء» (بر وزن دواء) در اصل، به معناى مساوات اجزاء يك مكان و مسطح بودن آن است، و به تعبير ديگر صاف و مرتب كردن يك مكان را «بواء» مىگويند، اين تعبير كنايه لطيفى است از اين معنا كه جمعيت انصار مدينه، قبل از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله و مهاجران وارد اين شهر شوند، زمينههاى هجرت را فراهم كردند، و همان گونه كه تاريخ مىگويد، آنها دو بار در «عقبه» (گردنهاى نزديك مكّه) مخفيانه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بيعت كردند، و به صورت مبلغانى به سوى «مدينه» بازگشتند، و حتى يكى از مسلمانان «مكّه» را به نام «مصعب بن عمير» به عنوان مبلّغ همراه خود به «مدينه» بردند تا افكار عمومى را براى هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله آماده سازند.
بنابراين، نه تنها خانههاى ظاهرى را آمادّه پذيرايى مهاجران كردند، كه خانه دل و جان و محيط شهر خود را تا آنجا كه مىتوانستند آماده ساختند. [٦]
[١]. مؤمنون، آيه ٤٧ (ج ٢٠، ص ١٣٩)
[٢]. طارق، آيه ٩ (ج ٢٦، ص ٣٨٢)
[٣]. احزاب، آيه ٣٩ (ج ١٧، ص ٣٥٥)
[٤]. فاطر، آيه ٢٩ (ج ١٨، ص ٢٧١)
[٥]. مائده، آيه ٢٩ (ج ٤، ص ٤٤٣)
[٦]. حشر، آيه ٩ (ج ٢٣، ص ٥٢٥)