لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - سراج منير
به معناى اسرار مردم است.
در حديثى از امام باقر عليه السلام و صادق عليه السلام مىخوانيم: «سرّ آن است كه در دل پنهان نمودهاى و أَخْفى آن است كه به خاطرت آمده اما فراموش كردهاى». [١]
[سَرائِر:]
«يَوْمَ تُبْلَى السَّرآئِرُ»
«سَرائِر» جمع «سريره» به معناى حالات، صفات و نيات درونى و پنهانى است. [٢]
[سراب:]
«أَعْمَالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ»
«سراب» در اصل از مادّه «سَرَب» (بر وزن شرف) به معناى راه رفتن در سراشيبى است و «سَرْب» (بر وزن چرب) به معناى راه سراشيبى است؛ به همين مناسبت «سراب» به تلألؤى مىگويند كه از دور در بيابانها و سراشيبىها نمايان مىشود و به نظر مىرسد كه در آنجا آب وجود دارد، در حالى كه چيزى جز انعكاس نور آفتاب نيست. [٣]
[سَرابِيل:]
«سَرابيلُهُم مِّنْ»
«سَرابِيل» جمع «سِربال» (بر وزن مثقال) به گفته «راغب» در «مفردات» به معناى پيراهن است، از هر جنسى كه باشد؛ ساير مفسرين نيز همين معنا را تأييد كردهاند. و بعضى آن را به معناى هر گونه لباس و پوشش دانستهاند، اما مشهور همان معناى اول است. [٤]
[سراج:]
«وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً»
تعبير به «سراج» (چراغ) درباره «خورشيد» و «نور» در مورد «ماه» به خاطر آن است كه نور «خورشيد» از درون خودش مىجوشد مانند چراغ، اما نور «ماه» از درون خودش نيست و شبيه بازتابى است كه از آئينه منعكس مىشود؛ و لذا كلمه «نور» كه مفهوم اعمى دارد در مورد آن به كار رفته است. اين تفاوت تعبير، در آيات ديگر قرآن نيز ديده مىشود. [٥]
[سراج منير:]
«سِراجاً مُّنيراً»
«سراج منير» بودن پيامبر صلى الله عليه و آله با توجّه به اين كه «سراج» به معناى «چراغ» و «منير» به معناى «نور افشان» است اشاره به معجزات و دلائل حقانيت و نشانههاى صدق دعوت پيامبر است، او چراغ روشنى است كه خودش گواه خويش است، تاريكيها و ظلمات را مىزدايد، و چشمها و دلها را به سوى خود متوجّه مىكند، و همانگونه كه
[١]. طه، آيه ٧ (ج ١٣، ص ١٨٦)
[٢]. طارق، آيه ٩ (ج ٢٦، ص ٣٨٢)
[٣]. نور، آيه ٣٩ (ج ١٤، ص ٥٢٤)؛ نبأ، آيه ٢٠ (ج ٢٦، ص ٤٩)
[٤]. ابراهيم، آيه ٥٠ (ج ١٠، ص ٤٤٠)؛ نحل، آيه ٨١ (ج ١١، ص ٣٧٨)
[٥]. نوح، آيه ١٦ (ج ٢٥، ص ٨٤)