لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - حسد
[حِساباً شَدِيداً:]
«فَحاسَبْنَاها حِساباً شَديداً»
«حِساباً شَدِيداً» يا به معناى حساب دقيق و توأم با سختگيرى است، و يا به معناى مجازات شديد است، كه نتيجه حساب دقيق مىباشد؛ و در هر حال، اشاره به عذاب اين اقوام سركش در اين دنيا است، كه گروهى با طوفان، گروهى با زلزلههاى ويرانگر، گروهى با صاعقه و مانند آن، ريشهكن شدند، و شهرها و ديار ويران شده آنها به صورت درس عبرتى براى آيندگان باقى ماند. [١]
[حِسان:]
«وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ»
«حسان» جمع «حسن» (بر وزن چمن) به معناى «خوب و زيبا» است. [٢]
[حُسْبان:]
«وَ الْقَمَرَ حُسْباناً»
«حُسْبان» (بر وزن لقمان) مصدر، از مادّه «حساب»، به معناى حساب كردن و تيرهايى كه به هنگام پرتاب كردن مىشمارند و مجازاتهايى كه روى حساب دامنگير اشخاص مىشود آمده است؛ و در اينجا ممكن است منظور اين بوده باشد كه گردش منظم و سير مرتب اين دو كره آسمانى (البته منظور از حركت آن، در نظر ما است كه ناشى از حركت زمين است) موجب مىشود كه شما بتوانيد برنامههاى مختلف زندگى خود را تحت نظام و حساب در آوريد (همان طور كه در تفسير بالا ذكر كرديم).
بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه منظور از جمله بالا اين است كه خود اين دو كره آسمانى، تحت نظام و حساب و برنامه است.
و «حُسْبان» (بروزنغفران) در سوره «رحمن»، به معناى حساب و نظم و ترتيب مىباشد، و آيه محذوفى دارد و در تقدير چنين است:
«وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ تَجْرِيانِ بِحُسْبانٍ». [٣]
[حسد:]
«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ»
«حسد» كه در فارسى از آن تعبير به «رشك» مىكنيم، به معناى آرزوى زوال نعمت از ديگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد.
بنابراين، كار حسود در ويران كردن و آرزوى ويران شدن متمركز مىشود، نه اين كه آن
[١]. طلاق، آيه ٨ (ج ٢٤، ص ٢٦٧)
[٢]. رحمن، آيه ٧٦ (ج ٢٣، ص ١٩٦)
[٣]. انعام، آيه ٩٦ (ج ٥، ص ٤٤٩)؛ كهف، آيه ٤٠ (ج ١٢، ص ٤٧٤)؛ رحمن، آيه ٥ (ج ٢٣، ص ١١١)