لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - خُطُوات
ديوار خانه به وجود مىآيد، و از آنجا كه فقر در زندگى انسان ايجاد شكاف مىكند از آن تعبير به «خصاصة» شده است. [١]
[خِصام:]
«الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ»
«خِصام» بحث و مجادله و كشمكش بر سر چيزى است. [٢]
[خَصم:]
«وَ هَلْ أَتاكَ نَبَؤُا الْخَصْمِ»
«خَصم» در اصل معناى مصدرى دارد، و به معناى «نزاع كردن» است، ولى بسيار مىشود كه به طرفين نزاع نيز «خصم» مىگويند، اين كلمه، بر مفرد و جمع هر دو اطلاق مىشود، و گاه جمع آن به صورت «خصوم» آمده است. [٣]
[خصومت:]
«خصومت» و «مخاصمه» در اصل به معناى «گلاويز شدن دو نفر به يكديگر كه هر كدام پهلوى ديگرى را بگيرد» آمده، سپس به گفتگوها و مشاجرات لفظى اطلاق گرديده است. به گفته مرحوم «علّامه مجلسى»، در «بحار الانوار»، «مخاصمه» در امور دنيوى است.[٤]
[خَصِيم:]
«هُوَ خَصيمٌ مُّبينٌ»
«خَصِيم» به معناى كسى است كه اصرار بر خصومت و جدال دارد و گروهى آن را به معناى مدافع و بيانگر درون خويش دانستهاند. [٥]
[خَضِر:]
«فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً»
«خَضِر» به معناى «اخضر» يعنى سبز رنگ مىباشد؛ بنابراين، تمام سبزىها حتى جوانههاى درختان را نيز شامل مىشود.
ولى از آيه فوق چون در پشت سر آن اشاره به دانههاى غذايى شده، استفاده مىشود كه منظور خصوص زراعت است. [٦]
[خَطْب:]
«قالَ مَا خَطْبُكُمَا»
«خَطْب» به معناى كار و مقصود و منظور است. [٧]
[خَطْفَة:]
«مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ»
«خَطْفَة»، يعنى چيزى را به سرعت ربودن. [٨]
[خُطُوات:]
«خُطُواتِ الشَّيْطانِ»
«خُطُوات» جمع «خُطوة» (بر وزن قُربه) به
[١]. حشر، آيه ٩ (ج ٢٣، ص ٥٢٧)
[٢]. زخرف، آيه ١٨ (ج ٢١، ص ٤٠)
[٣]. ص، آيه ٢١ (ج ١٩، ص ٢٦٣)
[٤]. مؤمن، آيات ٤، ٥ (ج ٢٠، ص ٣٣)
[٥]. نحل، آيه ٤ (ج ١١، ص ١٨١)؛ يس، آيه ٧٧ (ج ١٨، ص ٤٨١)
[٦]. انعام، آيه ٩٩ (ج ٥، ص ٤٦٠)
[٧]. قصص، آيه ٢٣ (ج ١٦، ص ٦٨)
[٨]. صافات، آيه ١٠ (ج ١٩، ص ٣١)