لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥ - سُبُل
زمان، هفت روز بيشتر نيست و تمام كره زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مىكردند، و نام هفت اقليم بر آن گذارده بودند، روشن مىشود كه چرا «هفت» به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت به كار رفته است. [١]
[سُبُل:]
«لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
منظور از «سبل» در اينجا راههاى مختلفى است كه به سوى خدا منتهى مىشود: راه جهاد با نفس، راه مبارزه با دشمنان، راه علم و دانش و فرهنگ، خلاصه جهاد، در هر يك از اين راهها سبب هدايت به مسيرى است كه به خدا منتهى مىشود. از طرفى «سُبُل» جمع «سَبِيل» هم به راههاى خشكى اطلاق مىشود، هم به راههاى دريايى، چنان كه در بخش ٤٢ دعاى جوشن كبير مىخوانيم: «يا مَنْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ سَبِيْلُهُ». [٢]
[سبيل:]
«وَقاتِلُواْ في سَبيلِ اللَّهِ»
«سبيل» به گفته «راغب» در «مفردات» در اصل، به معناى راهى است كه پيمودن آن آسان است؛ و بعضى آن را منحصراً به معناى راه حق، تفسير كردهاند. ولى با توجّه به اين كه اين واژه در قرآن مجيد، هم به راههاى حق و هم به راههاى باطل اطلاق شده، شايد منظورشان اين باشد كه از قرائن، حق بودن آن را استفاده كردهاند. [٣]
[سُجَّد:]
«خَرُّواْ سُجَّداً وَ بُكِيّاً»
«سُجَّد» جمع «ساجد» به معناى سجدهكننده است. [٤]
[سجر:]
«وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ»
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «سجر» (بر وزن فجر)، به معناى شعلهور ساختن آتش است. [٥]
[سُجِّرَتْ:]
«وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ»
«سُجِّرَتْ» از مادّه «تسجير» در اصل، به معناى بر افروختن و به هيجان آوردن آتش است. [٦]
[سِجِلّ:]
«كَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ»
«سِجِلّ» (با كسر سين و جيم و تشديد لام) به معناى قطعه سنگهايى است كه روى آن مىنوشتند؛ سپس به تمام اوراقى كه مطالب را روى آن مىنگارند، گفته شده است
[١]. حجر، آيه ٨٧ (ج ١١، ص ١٤٨)؛ لقمان، آيه ٢٧ (ج ١٧، ص ٨٩)
[٢]. عنكبوت، آيه ٦٩ (ج ١٦، ص ٣٦٨)؛ زخرف، آيه ١٠ (ج ٢١، ص ٢٩)
[٣]. بقره، آيه ١٩٠ (ج ٢، ص ٢٩)
[٤]. مريم، آيه ٥٨ (ج ١٣، ص ١١٤)
[٥]. طور، آيه ٦ (ج ٢٢، ص ٤٢٥)
[٦]. تكوير، آيه ٦ (ج ٢٦، ص ١٨٤)