لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥ - حسد
سرمايه و نعمت حتماً به او منتقل گردد. [١]
[حسرت:]
«قالُوا يا حَسْرَتَنَا»
«حسرت» از مادّه «حَسْر» به معناى اندوه و غم بر چيزهايى است كه از دست رفته و پشيمانى به بار آورده است. «راغب» در «مفردات» مىگويد: اين كلمه از مادّه «حسر» (بر وزن حبس) به معناى برهنه كردن و كنار زدن لباس است؛ و از آنجا كه در موارد ندامت و اندوه بر گذشته، گويى پردههاى جهل كنار رفته، اين تعبير به كار مىرود.
ولى عرب هنگامى كه زياد متأثر شود خودِ «حسرت» را مخاطب قرار داده و مىگويد:
«يا حَسْرَتَنَا» گويا شدت حسرت چنان است كه به صورت موجودى در مقابل او مجسم شده است. چرا كه اين حالت، معمولًا در مواقعى به انسان دست مىدهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده، گويى از توانايى و قدرت برهنه شده است. [٢]
[حسن:]
«وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ»
«حسن» به معناى خوب است. [٣]
[حَسَنَة:]
«هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً»
«حَسَنَة» از مادّه «حُسْن» مفهوم وسيعى دارد و هرگونه نيكى، زيبايى و خوبى و خيرات و بركات را شامل مىشود؛ بنابراين همه نعمتها و همچنين توفيق عمل صالح، آمرزش و بهشت و هر گونه سعادت را در بر مىگيرد و دليلى ندارد- همانند بعضى از مفسران- آن را مخصوص به يك قسمت از اين مواهب بدانيم. [٤]
[حُسْنى:]
«أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى»
«حُسْنى» كه مؤنث «احسن» است و به معناى نيكوتر يا نيكوترين مىآيد، در اينجا به معناى بهترين پاداشها و يا بهترين عاقبتها است كه اين قوم مغرور گمراه با همه جناياتشان براى خود قائل بودند. [٥]
[حُسوماً، حُسام:]
«ثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً»
«حُسُوماً» از مادّه «حسم» (بر وزن رسم) به معناى از بين بردن آثار چيزى است؛ و اگر به شمشير «حُسام» (بر وزن غلام) گفته مىشود به همين مناسبت است. و گاه به داغنهادن بر زخم، براى سوزاندن ريشه آن نيز، «حسم» گفته مىشود، و در اينجا منظور
[١]. نساء، آيه ٥٤ (ج ٣، ص ٥٤٠)
[٢]. انعام، آيه ٣١ (ج ٥، ص ٢٦٠)؛ اسراء، آيه ٢٩ (ج ١٢، ص ١٠٩)؛ يس، آيه ٣٠ (ج ١٨، ص ٣٨١)؛ زمر، آيه ٥٦ (ج ١٩، ص ٥٣٣)
[٣]. عنكبوت، آيه ٧ (ج ١٦، ص ٢٢٧)
[٤]. اعراف، آيه ١٥٦ (ج ٦، ص ٤٦٣)؛ فصّلت، آيه ٣٤ (ج ٢٠، ص ٢٩٩)
[٥]. نحل، آيه ٦٢ (ج ١١، ص ٣١٠)