لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١ - أقسط
«بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا»
«اقسط» از مادّه «قِسْط- إقساط» ثلاثى مزيد و به معناى عدالت و دادن سهم عادلانه هر كس به خود او است. [١]
[أَقْطار:]
«أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ»
«أَقْطار» جمع «قطر» به معناى اطراف چيزى است. [٢]
[أَقْفال:]
«عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُهآ»
«أَقْفال» جمع «قفل» در اصل از مادّه «قفول» به معناى بازگشت كردن، يا «قفيل» به معناى شىء خشك است؛ و از آنجا كه وقتى در را ببندند و بر آن قفل زنند، هر كس بيايد، از آنجا بازمىگردد، و همانند موجود خشك و صلب، چيزى در آن نفوذ نمىكند، اين كلمه به اين ابزار مخصوص اطلاق شده است. [٣]
[أقم:]
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ»
«أقم» از مادّه «اقامه» به معناى صاف و مستقيم كردن و بر پا داشتن است. [٤]
[أقنوم:]
«اقنوم» به معناى اصل و ذات، و جمع آن «اقانيم» است. [٥]
[أَقْوات:]
«وَ قَدَّرَ فيهآ أَقْواتَها»
«اقوات» از مادّه «قُوت» به معناى مواد غذايى مىباشد. [٦]
[أَقْوَم:]
«يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ»
«أَقْوَم» از مادّه «قيام» گرفته شده است؛ و از آنجا كه انسان هنگامى كه مىخواهد فعاليت پىگيرى انجام دهد، قيام مىكند و به كار مىپردازد، از اين نظر، «قيام» كنايه از حسن انجام امور و آمادگى براى فعاليت آمده است.
ضمناً، «استقامت» كه از همين ماده گرفته شده و «قيم» كه آن هم از اين ماده است به معناى صاف، مستقيم، ثابت و پا بر جا است. و از آنجا كه «أَقْوَم» «افعل تفضيل» است؛ به معناى صافتر، مستقيمتر و پابرجاتر مىآيد. و به اين ترتيب مفهوم آيه فوق چنين است: «قرآن به طريقهاى كه مستقيمترين، صافترين و پابرجاترين طرق است، دعوت مىكند». و «قيل» به معناى «سخن گفتن» است كه در اينجا اشاره به ذكر خدا و تلاوت قرآن است. [٧]
[١]. حجرات، آيه ٩ (ج ٢٢، ص ١٧٧)
[٢]. رحمن، آيه ٣٣ (ج ٢٣، ص ١٦٠)
[٣]. محمّد، آيه ٢٤ (ج ٢١، ص ٤٨٦)
[٤]. روم، آيه ٣٠ (ج ١٦، ص ٤٤٠)
[٥]. مائده، آيه ٧٣ (ج ٥، ص ٤٩)
[٦]. فصّلت، آيه ١٠ (ج ٢٠، ص ٢٤٣)
[٧]. اسراء، آيه ٩ (ج ١٢، آيه ٥٠)؛ مزمّل، آيه ٦ (ج ٢٥، ص ١٨١)