لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤ - مَثْنى وَ فُرادى
[مُثْقَل:]
«مِن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ»
«مُثْقَل» از مادّه «اثقال» به معناى تحميل مشقت و بار گران است و از مادّه «ثقل» به معناى سنگينى است. [١]
[مُثْقَلَة:]
«وَ إِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ»
«مُثْقَلَة» به معناى «سنگين بار» است، و منظور در اينجا كسى است كه بار گناهان بر دوش مىكشد. [٢]
[مَثَل:]
«مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»
«مَثَل» در لغت عرب، هر سخنى است كه حقيقتى را مجسم سازد، و يا چيزى را توصيف كند، و يا چيزى را به چيز ديگر تشبيه نمايد. و به سخنى مىگويند كه در ميان مردم به عنوان عبرت رائج و جارى مىشود، و از آنجا كه ماجراى زندگى فرعون و فرعونيان و سرنوشت دردناك آنها درس عبرت بزرگى بود، در سوره «زخرف» به عنوان «مثل» براى آيندگان ياد شده است. [٣]
[مَثُلاتُ:]
«مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ»
«مَثُلاتُ» جمع «مثله» (به فتح ميم و ضم ثاء) به معناى بلاها و كيفرهايى است كه بر امتهاى پيشين وارد شد، آن چنان كه ضرب المثل گرديد. [٤]
[مُثْلى:]
«وَ يَذْهَبا بِطَريقَتِكُمُ الْمُثْلى»
«مُثْلى» از مادّه «مثل» در اينجا به معناى عالى و افضل است (أَى الأَشْبَهُ بِالْفَضِيْلَةِ). [٥]
[مثمود:]
«وَ ثَمُودَ الَّذينَ جابُوا»
«مثمود» از مادّه «ثَمُود» به كسى مىگويند كه از او زياد مطالبه اموال كنند، به اندازهاى كه اموالش نقصان پذيرد. [٦]
[مَثْنى وَ فُرادى:]
«تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُردَى»
تعبير به «مَثْنى وَ فُرادى» (دو، دو، يا يك، يك) اشاره به اين است كه، انديشه و تفكر بايد دور از غوغا و جنجال باشد، مردم به صورت تك نفرى، يا حداكثر دو نفر دو نفر، قيام كنند، و فكر و انديشه خود را به كار گيرند، چرا كه تفكر در ميان جنجال و غوغا عميق نخواهد بود، به خصوص اين كه، عوامل خود خواهى و تعصب، در راه دفاع از اعتقاد خود، در حضور جمع، بيشتر پيدا مىشود. بعضى از مفسران، نيز احتمال
[١]. طور، آيه ٤٠ (ج ٢٢، ص ٤٦٩)؛ قلم، آيه ٤٦ (ج ٢٤، ص ٤٢٤)
[٢]. فاطر، آيه ١٨ (ج ١٨، ص ٢٤٥)
[٣]. زمر، آيه ٢٧ (ج ١٩، ص ٤٦٢)؛ زخرف، آيه ٥٦ (ج ٢١، ص ١٠٣)
[٤]. رعد، آيه ٦ (ج ١٠، ص ١٥٠)
[٥]. طه، آيه ٦٣ (ج ١٣، ص ٢٦٠)
[٦]. فجر آيه ٩ (ج ٢٦، ص ٤٧٠)