لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - غَيْظ
از رسيدن به مقصود باز ماند. [١]
[غيث:]
«يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ»
«غيث»- چنان كه بسيارى از مفسران و بعضى از اهل لغت تصريح كردهاند- به معناى «باران نافع» است، در حالى كه «مطر» به هر گونه باران گفته مىشود، خواه نافع باشد يا غير نافع. [٢]
[غَيْرَ مُسافِحِيْنَ:]
«مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ»
«غَيْرَ مُسافِحِيْنَ» از مادّه «سفاح» (بر وزن كتاب) به معناى زنا مىباشد و در اصل از «سفح» به معناى ريزش آب و يا اعمال بيهوده و بىرويه گرفته شده است و چون قرآن، در اين گونه امور، هميشه از الفاظ كنايى استفاده مىكند آن را كنايه از آميزش نامشروع گرفته است. [٣]
[غَيْرَ مَعْرُوش:]
«وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ»
مفسران در تفسير كلمه «مَعْرُوش» و «غَيْرَ مَعْرُوش» سه احتمال دادهاند:
١- درختانى كه روى پاى خود نمىايستند و نياز به داربست دارند، و درختانى كه بدون نياز به داربست روى پاى خود مىايستند؛ زيرا «عرش» در لغت به معناى برافراشتن و هر موجود برافراشته است و به همين جهت به سقف و يا تخت پايه بلند، عرش گفته مىشود.
٢- منظور از «مَعْرُوش» درخت اهلى است كه به وسيله ديوار و امثال آن در باغها حفاظت مىشود و «غَيْرَ مَعْرُوش» درختان بيابانى و جنگلى و كوهستانى است.
٣- «مَعْرُوش» درختى است كه بر سر پا ايستاده و اما «غَيْرَ مَعْرُوش» درختى است كه بر روى زمين مىخوابد و پهن مىشود.
ولى معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد. [٤]
[غَيْظ:]
«الْكَاظِمينَ الْغَيْظَ»
«غَيْظ» به معناى شدت خشم و غضب، حالت برافروختگى و هيجان فوق العاده روحى است، كه بعد از مشاهده ناملايمات به انسان دست مىدهد.
و گاه به معناى «غم» آمده است، و در سوره «احزاب» آميزهاى از هر دو مىباشد، لشكريان «احزاب» كه آخرين تلاش و كوشش خود را براى پيروزى بر ارتش اسلام، به كار گرفته بودند و ناكام ماندند، غمگين و خشمگين به سرزمينهاى خود بازگشتند. [٥]
[١]. بقره، آيه ٢٥٦ (ج ٢، ص ٣٢٧)
[٢]. شورى، آيه ٢٨ (ج ٢٠، ص ٤٦٠)
[٣]. نساء، آيه ٢٤ (ج ٣، ص ٤٢٤)
[٤]. انعام، آيه ١٤١ (ج ٦، ص ١٤)
[٥]. آل عمران، آيه ١٣٤ (ج ٣، ص ١٣٠)؛ احزاب، آيه ٢٥ (ج ١٧، ص ٢٦٧)