لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١ - ساهِرَة
بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ». و به راستى اين ساعت، ساعت غفلت است و بسيارى از جنايات و تبهكارىها و انحرافات اخلاقى، در همين ساعات آغاز شب، انجام مىشود كه نه مردم مشغول كسب و كارند، و نه در خواب و استراحت، بلكه يك حالت غفلت عمومى معمولًا بر شهرها مسلط مىشود، و رواج كار مراكز فساد، نيز در همين ساعت است.
بعضى نيز احتمال دادهاند، «ساعت غفلت» نيمه روز، به هنگام استراحت مردم و تعطيل موقت كار روزانه است، ولى تفسير اول صحيحتر و دقيقتر به نظر مىرسد. [١]
[ساعت كبرى:]
«ساعت كبرى» روز رستاخيز و زنده شدن مردم براى حساب است. [٢]
[ساعت وسطى:]
«ساعت وسطى» روز مرگ ناگهانى اهل يك زمان (به مجازاتهاى الهى و عذابهاى استيصال). [٣]
[ساق:]
«يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ»
«يكشف عن ساق» به گفته جمعى از مفسران كنايه از شدّت هول، وحشت و وخامت كار است، اما بعضى گفتهاند:
«ساق» به معناى اصل و اساس چيزى است، مانند ساقه درخت؛ بنابراين، «يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ» يعنى در آن روز ريشههاى هر چيز آشكار مىشود، ولى، معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد. [٤]
[سامراً:]
«سامِراً تَهْجُرُونَ»
«سامراً» از مادّه «سمر» (بر وزن ثمر) به معناى گفتگوهاى شبانه است. بعضى از مفسران گفتهاند: معناى اصلى اين ماده «سايه ماه در شب» است كه تاريكى و سفيدى در آن آميخته شده و از آنجا كه گفتگوهاى شبانه گاه در سايه ماهتاب انجام مىشود- چنان كه نقل كردهاند مشركان عرب شبهاى ماهتابى در اطراف كعبه جمع مىشدند و بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگفتند- اين واژه در مورد آن به كار رفته، و اگر مىبينيم به افراد گندمگون و يا خود گندم، «سمراء» گفته مىشود به خاطر آن است كه سفيدى آن با كمى تيرگى آميخته شده است. [٥]
[ساهِرَة:]
«فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ»
«ساهِرَة» از مادّه «سهر» (بر وزن سحر)، به معناى شب بيدارى است، و از آنجا كه
[١]. قصص، آيه ١٥ (ج ١٦، ص ٥٣)
[٢]. روم، آيات ١٢، ١٤ (ج ١٦، ص ٤٠٢)
[٣]. روم، آيات ١٢، ١٤ (ج ١٦، ص ٤٠٢)
[٤]. قلم، آيه ٤٢ (ج ٢٤، ص ٤١٨)
[٥]. مؤمنون، آيه ٦٧ (ج ١٤، ص ٢٩٤)