لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢ - مودّت
فوق را آورد، از آن به بعد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: تو «زيد بن حارثه» اى، و مردم او را «مولى رسول اللَّه» صلى الله عليه و آله مىخواندند. و نيز گفتهاند: «ابو حذيفه» غلامى به نام «سالم» داشت، او را آزاد كرد، و فرزند خود ناميد، هنگامى كه آيه فوق نازل شد، او را به نام «سالم» مولى «ابى حذيفه» ناميدند. [١]
[مَوْبِق:]
«جَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقاً»
«مَوْبِق» از مادّه «وبوق» (بر وزن نبوغ) به معناى «هلاكت» است و «موبق» به «مهلكه» گفته مىشود. [٢]
[موت:]
«مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ»
بعضى از مفسران «موت» را در اينجا به معناى بىهوشى گرفتهاند، و مىگويند: بنى اسرائيل از مشاهده آن صاعقه عظيم همگى بىهوش شدند سپس به فرمان خدا به هوش آمدند، بعضى ديگر در توجيهگرى پا را از اين فراتر نهاده و «موت» را به معناى جهل، و «بعث» را به معناى «تعليم» دانستهاند!
ولى دقت در تعبيرات اين آيه و آيات مشابه آن در سوره «اعراف» به خوبى نشان مىدهد كه اين گونه توجيهات زيبنده يك مفسر حقيقتطلب نيست. [٣]
[مُؤْتَفِكَات:]
«مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكَاتِ»
«مُؤْتَفِكَات» از مادّه «ائتفاك» به معناى انقلاب و زير و رو شدن است، و اشاره به شهرهاى قوم «لوط» است كه به وسيله زلزله شديد زير و رو گرديد. [٤]
[مَوْتى:]
«فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى»
«مَوْتى» از مادّه «مَوْت» به معناى مردگان است. [٥]
[مودّت:]
«وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً»
فرق ميان «مودّت» و «رحمت» مكن است از جهات مختلفى باشد:
١- «مودّت» انگيزه ارتباط در آغاز كار است، اما در پايان كه يكى از دو همسر، ممكن است ضعيف و ناتوان گردد، و قادر بر خدمتى نباشد، «رحمت» جاى آن را مىگيرد.
٢- «مودّت» در مورد بزرگترها است كه مىتوانند نسبت به هم خدمت كنند اما
[١]. نساء، آيه ٣٣ (ج ٣، ص ٤٦٦)؛ احزاب، آيه ٥ (ج ١٧، ص ٢١٦)
[٢]. كهف، آيه ٥٢ (ج ١٢، ص ٥٠٥)
[٣]. بقره، آيه ٥٦ (ج ١، ص ٣١١)
[٤]. توبه، آيه ٧٠ (ج ٨، ص ٤٨)؛ حاقّه، آيه ٩ (ج ٢٤، ص ٤٤٦)
[٥]. روم، آيه ٥٢ (ج ١٦، ص ٥٠٢)