لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥ - مجنون
دادهاند: اين دو تعبير به منظور اين است كه افكار «فردى» و «جمعى» يعنى آميخته با مشورت را فرا گيرد، انسان بايد هم به تنهايى بينديشد، و هم از افكار ديگران بهره گيرد، كه استبداد در فكر و رأى مايه تباهى است، و همفكرى و تلاش براى حل مشكلات علمى به كمك يكديگر- در آنجا كه به جنجال و غوغا نكشد- مطمئناً اثر بهترى دارد، و شايد به همين دليل «مَثْنى» بر «فُرادى» مقدم داشته است. [١]
[مَثُوبَةً:]
«ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَاللَّهِ»
«مَثُوبَةً» و «ثواب» از مادّه «ثَوب» در اصل، به معناى رجوع و بازگشت به حالت اول است و به هرگونه سرنوشت يا جزا (پاداش و كيفر) نيز گفته مىشود، ولى غالباً در مورد پاداشهاى نيك به كار مىرود، و گاهى به معناى مجازات نيز به كار رفته، در آيه فوق مىتواند به معناى سرنوشت و يا به معناى جزا و كيفر بوده باشد. [٢]
[مَثْوىً:]
«جَهَنَّمَ مَثْوىً لِّلْكَافِرينَ»
«مَثْوىً» از مادّه «ثواء» به معناى اقامت توأم با استمرار و موقعيت، مقام و منزلت آمده است؛ بنابراين «مَثْوىً» در سوره «زمر» به معناى جايگاه هميشگى و دائمى است.
و از مادّه «ثَوى» (بر وزن هَوى) به معناى قرارگاه و محل استقرار است. [٣]
[مَجْرا:]
«بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها»
«مَجْرا» از مادّه «جَرْى» و «مُرْسا» هر دو اسم زمان، به معناى «موقع حركت» و «موقع توقف» است. [٤]
[مُجْرِم:]
«الْمُجْرِمينَ في عَذابِ»
«مُجْرِم» از مادّه «جُرم» در اصل به معناى قطع كردن است كه در مورد قطع ميوه از درخت، و همچنين قطع خود درختان، نيز به كار مىرود ولى بعداً در مورد انجام هر گونه اعمال بد، به كار رفته است، شايد به اين تناسب كه انسان را از خدا و ارزشهاى انسانى جدا مىسازد. [٥]
[مجنون:]
«وَ الْجَانَّ خَلَقْنَاهُ»
«مجنون» از مادّه «جُنُون» به كسى مىگويند كه عقلش پوشيده شده. [٦]
[١]. نساء، آيه ٣ (ج ٣، ص ٣٢٤)؛ سبأ، آيه ٤٦ (ج ١٨، ص ١٥١)
[٢]. مائده، آيه ٦٠ (ج ٤، ص ٥٥٦)؛ يوسف، آيه ٢١ (ج ٩، ص ٤٢٤)
[٣]. زمر، آيه ٣٢ (ج ١٩، ص ٤٧٢)؛ فصّلت، آيه ٢٤ (ج ٢٠، ص ٢٧٨)؛ محمّد، آيه ١٩ (ج ٢١، ٤٧٢)
[٤]. هود، آيه ٤١ (ج ٩، ص ١٢٦)
[٥]. زخرف، آيه ٧٤ (ج ٢١، ص ١٣٣)
[٦]. حجر، آيه ٢٧ (ج ١١، ص ٩٥)