لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - تَنَادَوْا
[تمنّى:]
«إِلَّا إِذا تَمَنّى»
«تمنّى» به معناى آرزو است ولى بعضى گفتهاند: به معناى تلاوت و قرائت است، چنان كه در اشعار عرب، گاه به اين معنا آمده- اين تفسير گر چه با جمله «ثم يحكم اللّه آياته» و افسانه غرانيق (طبق بعضى توجهات) سازگار است؛ ولى مهم اين است كه «تمنّى و امنية» كمتر به معناى تلاوت آمده است (توضيح بيشتر را در تفسير بخوانيد). [١]
[تمهيد:]
«وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهيداً»
«تمهيد» از مادّه «مهد» در اصل به معناى محلى است كه براى كودك آماده مىكنند (گاهواره و مانند آن) سپس به هر گونه وسائل استراحت، پيشرفت، موقعيت و مقام برجسته اجتماعى اطلاق شده است، و روى هم رفته معناى وسيعى دارد كه انواع مواهب حيات، وسائل پيشرفت و موفقيت را شامل مىشود. [٢]
[تَمِيْد:]
«رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِهِمْ»
«تَمِيْد» از مادّه «ميد» (بر وزن صيد) به معناى لرزش و حركت ناموزون اشياء بزرگ، تزلزل و اضطراب اشياء عظيم است، و جمله «أنْ تَمِيْدَ بِكُمْ» در تقدير «لِئَلَّا تَمِيْدَ بِكُمْ» بوده است. [٣]
[تَمَيَّزُ:]
«تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ»
«تَمَيَّزُ» به معناى متلاشى شدن و پراكندهگشتن است و در اصل «تتميز» بوده است. [٤]
[تَنَاد:]
«أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ»
«التَّنَاد» (در اصل «الْتَّنَادِى» بوده كه ياى آن حذف شده، و كسره دال كه دليل بر آن است بر جاى مانده) از مادّه «ندا» به معناى «صدا زدن» است. [٥]
[تَنَادَوْا:]
«فَتَنَادَوْا مُصْبِحينَ»
بر اساس گفته «راغب» در «مفردات» «تَنَادَوْا» از «نداء» گرفته مىشود، و «نداء» در اصل از «ندى» (بر وزن عنا) به معناى رطوبت است، زيرا معروف است كسانى كه دهانشان رطوبت كافى دارد به راحتى سخن مىگويند، و كلامى فصيح (و صدايى رسا) دارند. [٦]
[١]. حجّ، آيه ٥٢ (ج ١٤، ص ١٥٤)
[٢]. مدثّر، آيه ١٤ (ج ٢٥، ص ٢٢٩)
[٣]. انبياء، آيه ٣١ (ج ١٣، ص ٤٣٣)؛ لقمان، آيه ١٠ (ج ١٧، ص ٤١)
[٤]. ملك، آيه ٨ (ج ٢٤، ص ٣٣٨)
[٥]. مؤمن، آيه ٣٢ (ج ٢٠، ص ١٠٩)
[٦]. قلم، آيه ٢١ (ج ٢٤، ص ٤٠٢)