لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - قَتُور
[قُبُلًا:]
«كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا»
«قُبُلًا» از مادّه «قَبْل» به معناى رو به رو و مقابل است، اين احتمال نيز هست كه «قُبُلًا» جمع «قبيل» بوده باشد، يعنى گروه گروه فرشتگان و مردگان و ... در برابر آنها حاضر شوند. [١]
[قَبِيل:]
«بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبيلًا»
«قَبِيل» گاهى به معناى «كفيل و ضامن» تفسير شده، و گاه به معناى چيزى كه در مقابل انسان قرار مىگيرد و رو در روى او قرار دارد، بعضى نيز آن را جمع «قبيله» به معناى جماعت دانستهاند. [٢]
[قَتَرَة:]
«تَرْهَقُها قَتَرَةٌ»
«قَتَرَة» (بر وزن غلبه) در اصل از مادّه «قتار» (بر وزن غبار) به معناى دودى است كه از چوب يا چيزى ديگرى برمىخيزد، بعضى از ارباب لغت آن را نيز به معناى غبار تفسير كردهاند. [٣]
[قَتُور:]
«كَانَ الإِنْسانُ قَتُوراً»
«قَتُور» از مادّه «قتر» (بر وزن قتل) به معناى
[١]. انعام، آيه ١١١ (ج ٥، ص ٥٠٠)
[٢]. اسراء، آيه ٩٢ (ج ١٢، ص ٣١١)
[٣]. عبس، آيه ٤١ (ج ٢٦، ص ١٧٠)