لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٢ - نَفَر
ولى جمعى آن را اشاره به زنان وسوسهگر مىدانند كه پى در پى در گوش مردان، مخصوصاً همسران خود، مطالبى را فرو مىخوانند تا عزم آهنين آنها را در انجام كارهاى مثبت سست كنند، و وسوسههاى اين گونه زنان در طول تاريخ چه حوادث مرگبارى كه به بار نياورده، و چه آتشها كه بر نيفروخته و چه عزمهاى استوارى را كه سست نساخته است. «فخر رازى» مىگويد:
زنان به خاطر نفوذ محبتهايشان در قلوب رجال، در آنان تصرف مىكنند.
اين معنا در عصر و زمان ما از هر وقت ظاهرتر است؛ زيرا يكى از مهمترين وسائل نفوذ جاسوسها در سياستمداران جهان، استفاده از زنان جاسوسه است كه با اين «نَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ» قفلهاى صندوقهاى اسرار را مىگشايند و از مرموزترين مسائل با خبر مىشوند و آن را در اختيار دشمن قرار مىدهند.
بعضى نيز «نفّاثات» را به «نفوس شريره»، و يا «جماعتهاى وسوسهگر» كه با تبليغات مستمر خود، گرههاى تصميمها را سست مىسازند، تفسير نمودهاند. [١]
[نَفادٍ:]
«مَا لَهُ مِن نَّفادٍ»
«نَفادٍ» به معناى «فنا» و نابودى است. [٢]
[نَفْخ:]
«سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ»
تعبير به «نَفْخ» (دميدن) كنايهاى است براى حلول روح در بدن آدمى، گويى تشبيه به هوا و تنفس شده است، هر چند نه اين است و نه آن. [٣]
[نُفِخَ:]
«وَنُفِخَ فِي الصُّورِ»
تعبير به «نُفِخَ» (دميده شد)، به صورت فعل ماضى مجهول به خاطر آن است كه: عرب معمولًا مسائل مسلم آينده را به صورت فعل ماضى بيان مىكند، اشاره به اين كه:
هيچ گونه شك و ترديدى در آن راه ندارد، گويى قبلًا رخ داده است. [٤]
[نفخه:]
«نُفِخَ فِي الصُّورِ»
«نفخه» از مادّه «نَفْخ» به معناى «يك بار دميدن» است. [٥]
[نَفَر:]
«نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ»
«نَفَر» چنان كه «راغب» در «مفردات» گفته، به
[١]. فلق، آيه ٤ (ج ٢٧، ص ٤٩٦)
[٢]. ص، آيه ٥٤ (ج ١٩، ص ٣٣٧)
[٣]. سجده، آيه ٩ (ج ١٧، ص ١٤٢)؛ زمر، آيه ٦٨ (ج ١٩، ص ٥٥٨)؛ ق، آيه ٢٠ (ج ٢٢، ص ٢٦٦)؛ نبأ، آيه ١٨ (ج ٢٦، ص ٤٥)
[٤]. يس، آيه ٥١ (ج ١٨، ص ٤٣٤)
[٥]. ق، آيه ٢٠ (ج ٢٢، ص ٢٦٦)