لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١ - مغيرات
معطر باشد! [١]
[مغبون:]
«ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ»
«مغبون» از مادّه «غَبْن» به معناى بازنده است. [٢]
[مُغْتَسَل:]
«هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ»
«مُغْتَسَل» از مادّه «إِغتسال- غَسْل» به معناى آبى است كه با آن شستشو مىكنند، و بعضى آن را به معناى محل شستشو دانستهاند، ولى معناى اول صحيحتر به نظر مىرسد، و به هر حال توصيف آن آب، به خنك بودن شايد اشارهاى به تأثير مخصوص شستشو با آب سرد براى بهبود و سلامت تن باشد، همان گونه كه در طب امروز، نيز ثابت شده است. و نيز اشاره لطيفى است بر اين كه: كمال آب شستشو در آن است كه از نظر پاكى و نظافت همچون آب نوشيدنى باشد! [٣]
[مُغْرِب:]
«مُغْرِب»، به معناى كسى است كه كارهاى عجيب و غريب انجام مىدهد. [٤]
[مَغْرَم:]
«مَا يُنْفِقُ مَغْرَماً»
«مَغْرَم» همان گونه كه در «مجمع البيان» آمده است، از مادّه «غُرم» (بر وزن جُرْم) در اصل، به معناى ملازم چيزى بودن است، و سپس به همين تناسب، به شخص «طلبكار» و «بدهكار» كه يكديگر را رها نمىكنند، و ملازم همند، «غريم» گفته شده است.
«غرامت» نيز، به اين تناسب گفته مىشود كه ملازم انسان است، و تا نپردازند از او جدا نخواهد شد، به «عشق شديد» نيز «غرام» گويند؛ چون در روح انسان آنچنان نفوذ مىكند كه، جدايىپذير نيست، و «مَغْرَم» از نظر معنا، مساوى «غرامت» است. [٥]
[مُغْرَمُون:]
«إِنَّا لَمُغْرَمُونَ»
«مُغْرَمُون» از مادّه «غرامت» به معناى زيان كردن، و از دست دادن وقت وسرمايه است. [٦]
[مغيرات:]
«فَالْمُغيراتِ صُبْحاً»
«مغيرات» جمع «مغيرة» از مادّه «اغارة» به معناى هجوم و حمله به دشمن است، و از آنجا كه گاهى اين هجوم و حمله به منظور گرفتن اموال صورت مىگيرد، گاه اين واژه به معناى معمول در فارسى غارت كردن و گرفتن اموال ديگران، به كار مىرود.
بعضى گفتهاند: در مادّه اين لغت، هجوم و
[١]. تحريم، شأن نزول (ج ٢٤، ص ٢٨٤)
[٢]. تغابن، آيه ٩ (ج ٢٤، ص ٢٠٦)
[٣]. ص، آيه ٤٢ (ج ١٩، ص ٣١٦)
[٤]. ذاريات، آيه ٤٠ (ج ٢٢، ص ٣٧٦)
[٥]. توبه، آيه ٩٨ (ج ٨، ص ١١٩)؛ طور، آيه ٤٠ (ج ٢٢، ص ٤٦٩)؛ قلم، آيه ٤٦ (ج ٢٤، ص ٤٢٤)
[٦]. واقعه، آيه ٦٦ (ج ٢٣، ص ٢٦١)