لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - أَمَانِى
الايكه، سرانجام سيلاب اشك را بر سرنوشت آنها از ديده روان سازند! [١]
[أمانت:]
«وَ تَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ»
«امانت» از مادّه «أمْن» گر چه معمولًا به امانتهاى مالى گفته مىشود، ولى در منطق قرآن مفهوم وسيعى دارد كه تمام شئون زندگى اجتماعى، سياسى و اخلاقى را در بر مىگيرد. لذا در حديث وارد شده است كه أَلْمَجالِسُ بِالْأَمَانَةِ: «گفتگوهايى كه در جلسات خصوصى مىشود امانت است».
و در حديث ديگرى مىخوانيم: إِذا حَدَّثَ الرَّجُلُ بِحَدِيْثٍ ثُمَّ الْتَفَتَ فَهُوَ أَمَانَةٌ: «هنگامى كه كسى براى ديگرى سخنى نقل كند سپس به اطراف خود بنگرد (كه آيا كسى آن را شنيد يا نه) اين سخن امانت است».
از اينرو آب و خاك اسلام در دست مسلمانان امانت الهى است، فرزندان آنها امانت هستند، و از همه بالاتر قرآن مجيد و تعليماتش امانت بزرگ پروردگار محسوب مىشود.
بعضى گفتهاند كه امانت خدا آئين اوست، امانت پيامبر سنّت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها مىباشد؛ ولى امانت در آيه فوق همه را شامل مىشود. [٢]
[أَمَانِى:]
«الْكِتابَ إِلّآ أَمَانِي»
«أَمَانِى» جمع «امنية» به معناى آرزو است. [٣]
[أَمَانِيُّهُم:]
«أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا»
«أَمَانِيُّهُم» جمع «امنية» به معناى آرزوئى است كه انسان به آن نمىرسد. [٤]
[أُمَّت:]
«كَانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَة»
«أُمَّت» از مادّه «أُمّ» به معناى هر جماعتى است كه نوعى رابطه و وحدت در ميان آنها باشد؛ خواه وحدت دينى يا از نظر زمان و مكان، و يا هدف و مرام، و در اصل از مادّه «امّ» به معناى هر چيزى است كه اشياء ديگرى به آن ضميمه گردد؛ به معناى مادر نيز آمده، بنابراين به اشخاص متفرق و پراكنده «امّت» گفته نمىشود.
اين كلمه به معناى «وقت و زمان» نيز آمده؛ چرا كه اجزاى زمان به هم پيوستهاند، و يا به خاطر اين كه هر جماعت و گروهى در عصر و زمانى زندگى مىكنند، و از بررسى موارد استعمال آن، در قرآن كه به ٦٤ مورد بالغ مىشود اين واقعيت تأييد مىگردد. خواه
[١]. حجر، آيه ٧٩ (ج ١١، ص ١٣٩)
[٢]. انفال، آيه ٢٧ (ج ٧، ص ١٧٣)؛ معارج، آيه ٣٢ (ج ٢٥، ص ٤٥)
[٣]. بقره، آيه ٧٨ (ج ١، ص ٣٧٢)
[٤]. بقره، آيه ١١١ (ج ١، ص ٤٦٢)