لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨١ - نَخِيل
آمده است، «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: به عقيده من، اين كلمه از ريشه «نَحْل» (به معناى زنبور عسل) آمده است؛ زيرا بخشش و عطيه، شباهتى به كار زنبوران عسل در دادن عسل دارد.
بنابراين، تفسير آيه چنين خواهد شد: «مهر را كه يك عطيه الهى است و خدا به خاطر اين كه زن حقوق بيشترى در اجتماع داشته باشد، و ضعف نسبى جسمى او از اين راه جبران گردد به او عطا كرده به طور كامل ادا كنيد». [١]
[نُحَيْره:]
«لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ»
«نُحَيْره» از مادّه «نَحْر» به معناى آخرين روز ماه است؛ چرا كه در آن روز انسان به استقبال ماه نو مىرود، و بعضى آن را به معناى آخرين شب و روز ماه گرفتهاند، بنابراين معناى روايت چنين مىشود: «اين استقبال از ماه آينده كه خدا مرا به آن امر كرده چيست»؟ ولذاجبرئيل گفت: «نحيره» نيست. [٢]
[نُخْرِجُ:]
«وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»
«نُخْرِجُ» از مادّه «خُرُوج» به معناى بيرون مىآوريم است. [٣]
[نَخِرَة:]
«كُنَّا عِظاماً نَّخِرَةً»
«نَخِرَة» «صفت مشبهه» است از مادّه «نخر» (بر وزن نخل و همچنين بر وزن شجر) در اصل به معناى درخت پوسيده و تو خالى است، كه وقتى باد بر آن مىوزد صدا مىكند، و لذا به صدايى كه در بينى مىپيچد «نخير» مىگويند، سپس اين كلمه در مورد هر موجود پوسيده و متلاشى شده به كار رفته است. [٤]
[نَخُوضُ:]
«وَ كُنَّا نَخُوضُ مَع الْخَآئِضِينَ»
«نَخُوضُ» از مادّه «خوض» (بر وزن حوض) در اصل به معناى ورود و حركت در آب است، و سپس به ورود و آلوده شدن به ساير امور نيز گفته شده، ولى در قرآن مجيد، غالباً در مورد ورود در مطالب باطل و بىاساس استعمال مىشود. [٥]
[نَخِيل:]
«وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخيلَ»
«نَخِيل» (درخت خرما) هم به معناى مفرد و هم به معناى جمع، استعمال مىشود، اما چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد:
جمع «نخل» است، «نخل» اسم براى درخت است و ميوه آن «رطب» و «تمر» (خرماى
[١]. نساء، آيه ٤ (ج ٣، ص ٣٣٥)
[٢]. كوثر، آيه ٢ (ج ٢٧، ص ٤٠٠)
[٣]. اسراء، آيه ١٣ (ج ١٢، ص ٦٤)
[٤]. نازعات، آيه ١١ (ج ٢٦، ص ٩٥)
[٥]. مدثّر، آيه ٤٥ (ج ٢٥، ص ٢٥٨)