لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - بَشَر
گستردهاى گفته مىشود كه يك مصداق آن فرش است. [١]
[بُسَّت:]
«وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسّاً»
«بُسَّت» از مادّه «بسّ» (بر وزن حجّ) در اصل به معناى «نرم كردن آرد به وسيله آب» است. [٢]
[بَسَرَ:]
«ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَر»
«بَسَرَ» از مادّه «بسور» و «بَسر» (بر وزن نصر) گاه، به معناى عجله كردن در انجام كارى قبل از فرارسيدن وقت آن است؛ و گاه به معناى در هم كشيدن صورت و دگرگون ساختن چهره مىباشد. [٣]
[بشارت:]
«فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ»
«بشارت» در اصل، به معناى خبرهاى نشاطانگيز است كه اثر آن در «بَشَرَه» و صورت انسان آشكار مىگردد. به كار بردن كلمه بشارت در مورد عذاب در اين آيه و بعضى ديگر از آيات قرآن در واقع يك نوع تهديد و استهزاء به افكار گنهكاران محسوب مىشود؛ و اين شبيه سخنى است كه در ميان ما نيز متداول است كه اگر كسى كار بدى را انجام داد در مقام تهديد و استهزاء به او مىگوييم: «مزد و پاداش تو را خواهيم داد». [٤]
[بشر:]
«خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً»
مراد از «بشر»، نخستين انسان، يعنى آدم عليه السلام است. [٥]
[بُشْراً:]
«أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً»
«بُشْراً» به سكون شين مخفف «بُشُراً» (به ضم شين) جمع «بشور» (بر وزن قبول) به معناى «مبشر و بشارت دهنده» است. [٦]
[بَشِّرْ:]
«فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ»
تعبير به «بَشِّرْ» (بشارت ده) در مورد عذاب دردناك الهى، متناسب با كار مستكبرانى است كه آيات الهى را به باد سخريه مىگرفتند و «بوجهل» صفتانى كه «زَقُّومِ جَهَنَّم» را به «كره و خرما» تفسير مىكردند. [٧]
[بَشَر:]
«لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَر»
«بَشَر» در اينجا جمع «بشره» به معناى ظاهر پوست تن است و نيز ممكن است به معناى انسانها بوده باشد. [٨]
[١]. نوح، آيه ١٩ (ج ٢٥، ص ٨٦)
[٢]. واقعه، آيه ٥ (ج ٢٣، ص ٢١٢)
[٣]. مدثّر، آيه ٢٢ (ج ٢٥، ص ٢٣٥)
[٤]. آل عمران، آيه ٢١ (ج ٢، ص ٥٥٩)
[٥]. فرقان، آيه ٥٤ (ج ١٥، ص ١٤٤)
[٦]. فرقان، آيه ٤٨ (ج ١٥، ص ١٣٤)
[٧]. لقمان، آيه ٧ (ج ١٧، ص ٢٨)
[٨]. مدثّر، آيه ٢٩ (ج ٢٥، ص ٢٣٩)