لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - غَفُور
و ناتوان مىاندازد، و عذرشان را مىپذيرد.
در اين كه ميان «عفوّ» و «غفور» چه تفاوتى است؟ بعضى گفتهاند: «عفوّ» اشاره به بخشش خداوند است، و «غفور» اشاره به پوشش گناه است؛ زيرا ممكن است كسى گناهى را ببخشد، اما هرگز آن را مكتوم ندارد، ولى خداوند هم مىبخشد و هم مستور مىسازد.
بعضى نيز «غفران» را به معناى پوشاندن شخص از عذاب، معنا كردهاند كه مفهوم آن با «عفو» متفاوت است هر چند در نتيجه يكى است. [١]
[غِلّ:]
«في صُدُورِهِمْ مِّنْ غِلٍّ»
«غِلّ» از مادّه «غَلَل» در اصل، به معناى نفوذ مخفيانه چيزى است، و به همين جهت به حسد و كينه و دشمنى كه به طرز مرموزى در جان انسان نفوذ مىكند «غِلّ» گفته مىشود، و اگر به رشوه نيز «غلول» مىگويند، به اين مناسبت است كه نفوذ مخفيانه براى انجام خيانتى مىباشد.
بنابراين، «غِلّ» مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات زشت و مزاحم اخلاقى را شامل مىگردد.
و لذا به آب جارى در ميان درختان، «غلل» مىگويند، و از آنجا كه حسد، عداوت و دشمنى، به طرز مرموزى در قلب انسان نفوذ مىكند به آن «غل» گفته شده، بنابراين «غل»، تنها به معناى «حسد» نيست بلكه، مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات مخفى و زشت اخلاقى را، شامل مىشود. [٢]
[غلام:]
«أَنّى يَكُونُ لي غُلامٌ»
واژه «غلام» به عقيده بعضى به هر كودكى قبل از رسيدن به سن جوانى گفته مىشود؛ و بعضى آن را به كودكى كه از ده سال گذشته و هنوز به سن بلوغ نرسيده است اطلاق كردهاند. از تعبيرات مختلفى كه در لغت «عرب» آمده مىتوان استفاده كرد: «غلام» حد فاصل ميان «طفل» (كودك) و «شاب» (جوان) است كه در زبان فارسى از آن تعبير به «نوجوان» مىكنيم، و «غُلامٍ عَلِيْمٍ» به معناى پسر دانا است. [٣]
[غُلْب:]
«وَ حَدآئِقَ غُلْباً»
«غُلْب» (بر وزن قفل) جمع «اغلب» و «غلباء» به معناى گردن كلفت است، و در اصل از مادّه «غلبه» گرفته شده كه در اينجا به
[١]. توبه، آيه ٩١ (ج ٨، ص ١٠٣)؛ مجادله، آيه ٢ (ج ٢٣، ص ٤٢٥)
[٢]. اعراف، آيه ٤٣ (ج ٦، ص ٢١٥)؛ حجر، آيه ٤٧ (ج ١١، ص ١٠٩)؛ حشر، آيه ١٠ (ج ٢٣، ٥٣١)
[٣]. آل عمران، آيه ٤٠ (ج ٢، ص ٦٢٦)؛ حجر، آيه ٥٣ (ج ١١، ص ١١٧)؛ كهف، آيه ٧٤ (ج ١٢، ص ٥٣٧)؛ صافات، آيه ١٠١ (ج ١٩، ص ١٢٦)