ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٦ - تفسير
دست او را باز نمود، او را مخاطب باين خطاب نموده براى تذكّر دادن آن حضرت بمواقع نعمت براى اينكه مقابله كند او را بشكر، و تأييد ميكند او را آيات بعد از اين، به اينكه يسر به برطرف كردن سختيها و غصّهها شبيهتر است.
پس اگر اشكال شود كه اين سوره مكّى است و نازل شده پيش از آنكه خداوند كلمه اسلام را بلند و جهانى كند، پس دليلى براى قول شما نيست خواهيم گفت كه خداوند سبحان چون آن حضرت را بشارت داد به اينكه دين او را بر تمام اديان غالب كند و آن را بر دشمنانش پيروز گرداند باين سبب بردارنده است از او گرانى غم و غصّه او را بآنچه را كه از اذيتهاى قومش باو ميرسيد و سختى و تنگدستى او را تبديل كننده است به توانگرى و قدرت زيرا كه آن حضرت اطمينان و اعتماد داشت كه وعده خدا حق است و نيز جايز است كه لفظ باشد و گرچه ماضى ميباشد، پس مقصود بآن استقبال است مانند قول خدا،( وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ) و آيه( وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ)، و براى اينكه لفظ ماضى و مقصود استقبال است نظائر بسياريست.
((وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ)) حسن و غير او گويند: يعنى نزديك كرديم ما ذكر تو را بذكر خودمان تا اينكه من ياد نشوم مگر تو را با من ياد كنند يعنى در اذان و اقامه و تشهّد و خطبههاى منابر.
قتاده گويد: خدا نام او را در دنيا و آخرت بلند نمود، پس هيچ خطيب و هيچ شهادت دهنده و هيچ نماز گذارى نيست مگر ندا ميكند اشد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه ٦.